فوق العادهء تحميلات ، بلكه روش ناهنجار وصول مالياتها بود كه چندين بار پشتسرهم دريافت مىشد 4 و اين طرز عمل به مثابهء سرطانى بود كه به همهء بخشهاى حكومت ايلخانان سرايت كرده ، با كندى ، ولى بهطور مداوم ، ريشههاى حيات اقتصادى را مىخشكاند ، تا اينكه دولت مغول را به انحطاط و سرانجام به تباهى كشانيد . ايلخانان نيز ، چون سلجوقيان ، دچار گسيختگى و تشتت مىشوند . تيمور ، كه وحشت و دهشتش كمتر از مغولان نيست ، در كمين ايران است و او كسى است كه يك بار ديگر و در قلمروى وسيعتر كشور را براى مدتى بسيار كوتاه متحد ساخت .
اين عدهء معدود ، كه روى ويرانههاى گذشته با زندگى فلاكتبارى دست به گريبان بودند ، طبعا ، علاقهاى به هنر و هنرورى نداشتند . اديبان و دانشمندان ، براى نجات خود ، به مناطقى كه كمتر آسيب ديده بود روى آوردند . ولى ، آنچه از آثار فرهنگى كه اينان نمىتوانستند با خود ببرند مسلما در معرض نابودى قطعى بود . تنها اسناد و مدارك حشاشيون بود كه هنگام تسخير و انهدام قلعهء الموت به دست مورخان افتاد . فرهنگ استانهاى شمال شرق به جنوب غرب و ديگر مناطق منتقل شد . از اينروست كه در قونيهء سلجوقى جلال الدين رومى ، در شيراز سعدى و در هندوستان امير خسرو برمىآيند . پس از آنكه در دوران هلاگو پايتخت به تبريز ( و از 710 ه ) به بعد به سلطانيهء نوبنياد ) منتقل مىشود ، حيات سياسى و معنوى نيز به اين خطه نفوذ مىكند . از آن پس ، آذربايجان هشتاد سال تمام به منزلهء قلب كشور است . سبك عراقى تفوق مىيابد و نخستين نشانههاى سبك هندى پديد مىآيد . اكنون ، قصايد مديحهاى كهن مقام خود را از دست داده است ، از آنكه جاى بزرگان ايران خالى است و مغولان در ابتدا فارسى نمىفهمند « 1 » و آنچه جسته گريخته ديده مىشود اثر طبع شاعرانى متوسط و يا كممايه است كه ، بدون ابراز قريحه و ابتكار ، از پيشينيان اقتفا كردهاند . توضيحى كه معمولا در اينباره داده مىشود چنين است ، ولى اين توضيح نه تنها خيلى سطحى است ، بلكه كاملا صحيح هم نيست . ايرادى كه بر آن وارد مىشود اين است كه ايلخانان ، به مرور زمان ، ايرانى شدند و به دنبال آنان سلسلههاى كوچكى كه با يكديگر همچشمى داشتند ظهور كردند ، بدون آنكه قصيده به آسانى از پهنهء زمين محو گردد و يا چنين چيزى ميسر باشد . به خاطر بياوريم كه سعدى و سلمان ساوجى و ديگران واقعا مدحيه مىگفتند كه در عداد بدترين مديحهها به شمار نمىآيد . بنابراين ، بايد در اين موضوع بررسى عميقترى كرد و به رشد شهرها در دوران مغول
هامش
( 1 ) . - « تيمور و جانشينانش » ، ص 400 .