8 مغولان
هجوم مغولان ، كه در پاييز 1219 آغاز گشت ، هرچه را در سر راه خود مخالف يافت از پيش برداشت . قتل عام و ويرانى بغداد ( 1258 ) و برانداختن خلافت عباسيان چنان ضربتى به قلمرو شرقى اسلام وارد ساخت كه ديگر اين سرزمين هرگز چون گذشته قامت نيفراشت و عظمت پيشين خود را باز نيافت . يكى از كشورهايى كه بيش از همه دستخوش نهب و ويرانى شد ايران بود ؛ ولى ، باوجود اين ، همهء مناطق آن يكسان آسيب نديد . بر خلاف مناطق شمالى كه كاملا منهدم و از جمعيت خالى شد ، جنوب و جنوب غرب كمتر صدمه ديد ، زيرا اتابك فارس و قرهختايى كرمان ترديد روا نداشته بىدرنگ تسليم شدند ؛ يعنى به انقياد مغولان گردن نهاده خراجگزار آنان گشتند . مغولان تقسيمات سياسى ايران را ساده كردند و اين امر در تاريخ دنيا ثبت گشت . با پايان يافتن لشكركشى هلاگو به بين النهرين شمالى ، دولت ايلخانى تقريبا به وسعت نهايى خود رسيد . « دولتى تقريبا بهطور كامل ايرانى شده بود كه ، پس از مدتها ، نخستينبار ، بخش بزرگى از ملت را متحد مىساخت و اهميت اين معنى را از لحاظ تقويت و گسترش تمدن و فرهنگ ايرانى و ادامه و پيشرفت آن نبايد ناچيز شمرد » 1 . ولى ، مغولان نيز مقهور جبر تاريخ مىشوند . تعداد قليلى افراد ، با شرايط زندگى به منتها درجه پست ، كه در قلمرو يك فرهنگ و تمدن بسيار پيشرفته زمام امور سياسى را به دست مىگيرند چارهاى جز آن ندارند كه ، خواه و ناخواه ، خود را با آن تطبيق دهند و ناگزير از مشاوران مجرب بومى