تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
مىشود . اهميت ادبيات محض بيش‌تر به ارزش تأليفات است تا تعداد آنها و آثار چندى نيز وجود دارد كه - لااقل به علت سبكشان - در مرز علم ( و يا دست‌كم آموزندگى ) و ادبيات محض قرار دارد . آثارى كه در زمرهء اين نثرهاى دوجانبه به‌شمار است ، در درجهء اول ، عبارت است از : الف ) كتاب‌هاى عرفانى ، ب ) كتاب‌هاى اخلاقى ، ج ) رسايل . الف ) اسرار التوحيد فى مقامات شيخ ابى سعيد كه تقريبا به سال 80 - 570 ه تأليف يافته و عبارت از گزارش پرارزشى دربارهء زندگى عارف به نام ابى سعيد بن ابو الخير « 1 » به قلم نواده‌اش ، محمد بن المنور ، است ؛ كشف المحجوب ، تأليف على هجويرى ( وفات : 465 ه ) ، در احوال و اقوال صوفيان كه ظاهرا يكى از منابع عطار « 2 » بوده است ؛ چند نوشته از شهاب الدين سهروردى ( مقتول به سال 587 ه ، بنيان‌گذار وحدت وجود اشراقى بدعت‌آميز ، و تا آن‌جا كه من اطلاع دارم ، نخستين كسى كه در ادبيات فارسى داستان‌هاى تمثيلى آورده ؛ وى به فارسى و عربى هر دو مىنگاشت . ) ؛ تذكرة الاولياء عطار « 3 » ؛ سوانح احمد غزالى ( وفات : 517 ه ) ، برادر مصلح مشهور ، مشتمل بر كلمات قصار دربارهء عشق « 4 » « كه ضمن آنها روان‌شناسى عشق با ريزه‌كارىهاى بسيار و بيش‌تر به وسيلهء استعارات ( عارى از صنايع بديعى ) تشريح مىشود تا با استفاده از مفاهيم » 83 . ب ) مرآت الامرا « 5 » ، نصيحت‌نامهء معروف به قابوس‌نامه ، از سال 475 / 3 - 1082 ، اين كتاب را عنصر المعالى كيكاوس زيارى ( 412 - 492 ه ) براى پسرش ، گيلانشاه ، 84 تأليف كرده است . مؤلف نوادهء امير طبرستان ، شمس المعالى قابوس بن وشمگير ، ( مقتول به سال 403 ه ) است كه داراى منشآتى عالى به عربى بود و به اين زبان نيكو شعر مىسرود ، ولى خودكامه‌اى تندخو بود . چه تفاوت فاحشى ! هرچند هردو در زمرهء شعوبيان بودند ؛ ولى ، در نسل سوم ، فرهنگ تازى در برابر فارسى ميدان تهى مىكند . اين كتاب اختلاطى از اخلاق اشرافى و فئودالى ، دين‌دارى سطحى در مسلمانى ، حكمت‌ها با تقيد زيركانه به اعمال ظاهرى 85 و نيز چند مورد ، به اقتضاى موقعيت خاص مؤلف ؛ شامل مطالبى متناقض يكديگر است . نگارنده ، با آن‌كه از اعقاب يك خانوادهء اشرافى بسيار قديمى ايران و منسوب به سلسلهء طبرستان است كه از
هامش
( 1 ) . - ص 317 و بعد . ( 2 ) . در تأليف تذكرة الاولياء . ( 3 ) . - ص 313 . ( 4 ) . سوانح عشاق . ( 5 ) . اين اصطلاح در زبان فارسى وجود ندارد و كتاب نصيحت‌نامه هم داراى چنين عنوانى نيست ، بلكه ترجمهء تحت اللفظى است كه به ناچار ازFurstenspiegel( انگليسى :( Mirro for Princesشده است و در غرب به كتاب‌هايى اطلاق مىشود كه در آيين كشوردارى باشد . نظاير آن در ادبيات غربى من‌جملهII Principeتأليف ماكياول وGoldener Spiegelتأليف ويلاند است .