لحاظ تضمين حكايات ، مكمل فن عطار است . اشكال بزرگى « از لحاظ تداعى و انتقال افكار به سوق طبيعى وجود دارد ، چنانكه گاهى فكر از موضوعى ديگر جهش مىكند و نيز رابطهء داستان با نتيجهء آموزندهاى كه از آن گرفته مىشود بسيار شگفتانگيز است . در اينجا ، نه استعاره و كنايه در كار است و نه تمثيلات اخلاقى ، بلكه مقصود از آوردن حكايات تنها آن است كه در شنونده براى درك مطالبى كه پس از آن مىآيد و رابطهء بسيار سستى با حكايات دارد علاقهاى ايجاد شود . معمولا بايد نتيجهء اخلاقى از نكتهاى كه در داستان هست گرفته شود ، ولى هميشه چنين نيست » 80 و در اين مورد هم نفوذ عطار دست به كار است . فقط ، پس از انتشار چاپ انتقادى نيكلسون كه در اين زمينه پيشرو بود و ترجمه و تفسيرى كه به قلم همين دانشمند منتشر شد ، امكان استقصاء در آراى كلامى مولوى و يافتن پيوستگىهاى آن با سنايى و عطار و همچنين با ديگران حاصل شد . ريتر 81 از آن بيم دارد كه نتيجه ، هرچند كه البته بسيار مهم است ، از اين لحاظ كمتر از آن باشد كه انتظار مىرود ، و از اينرو ، عقيده دارد كه در حكمت مولوى بايد ، در درجهء اول ، به كمك منابع موثق ديگرى مطالعه كرد كه عبارت است از نامهها و مواعظ او ، مجالس كه در فيه ما فيه آمده ، آثار پدرش و همچنين سنتهايى كه بعد از معلمش ، شمس تبريزى ، بهجاى مانده و مخصوصا كتابهاى سلطان ولد ( وفات : 712 ه ) ، پسر شاعر ، كه به نوبهء خود شاعرى صوفى است و تاريخ سلسلهء مولويه در حقيقت از او شروع مىشود . نضج گرفتن و توسعهء اين سلسله و اولين آداب عملى سماع آن « 1 » مرهون شايستگى ولد است 82 . اوست كه ظهور حق را بر اوليا و مشايخ اطلاق كرد و سه تن از افراد مورد توجه پدرش را ، كه تا آن زمان ناشناس بودند ، نامور ساخت . وى يك مثنوى با سه بخش نگاشته كه حاوى اطلاعات موثقى راجع به پدرش و تعاليم اوست . دفتر دوم آن ، كه معمولا ربابنامه خوانده مىشود ، شامل دو تضمين است كه يكى به تركى سلجوقى و ديگرى به يونانى است و هردو از نظرگاه فقه اللغه حائز اهميت بسيار .
نثر دورهء سلجوقى سدهء 5 - 6 ه ( در مرز علم و آموزندگى و ادبيات محض )
نثر دورهء سلجوقى ( سدهء 5 - 6 ه ) بعضا به همان سادگى دورهء پيش از آن و بعضا به تصنع ، جملههاى دراز ، عربمآبى و غيره ممتاز است كه همهء اينها ، هرچه پيشتر رويم ، بيشتر
هامش
( 1 ) . - ص 312 و بعد .