صلاح درگذشت ( 662 ه ) استاد تمايل خود را متوجه حسام الدين حسن ساخت كه ملهم واقعى مثنوى بوده است . جلال الدين به سال 672 ه ديده از جهان فروبست .
كليات شمس تبريزى شامل منظومههاى نسبتا كوچك اوست . چاپ لكهنو آن به سال 1302 ه حاوى پنجاه هزار بيت است ؛ لكن ، در قديمترين دستنويسهايى كه به دست افتاده ، شمارهء ابيات به مراتب كمتر است . اين غزليات ، از آغاز تا پايان ، آكنده از انديشهء عرفانى عارف و معروف است كه غايت آن ، از يك سو ، وحدت وجود ، و از سوى ديگر ، خدا دانستن خويش است . در اين غزليات ، « عوامل نرگسانگارى اتحاد با معشوق يعنى فنا شدن سالك در مسلوك به شدت خودنمايى مىكند . » 78 در شعر فارسى ، تا آن زمان ، هيچ اثرى از لحاظ شدت خلسه و غليان احساسات و واقعات عرفانى به پاى اين منظومه نمىرسيد ؛ به علاوه ، اين اشعار واقعا در يك نوع حالت بىخودى به وى الهام شده و باوجود آنكه سبكى ساده دارد خالى از صنايع كاملا ظريفى نيست . مع هذا ، عظمت انديشههاى اصلى بر اثر جدى بودن و يكنواختى ملالانگيز است و تنوعات تغزلى هم ، با همهء خط و خال و سوزوگدازى كه دارد ، براى متنوع ساختن اين مجموعه كافى نيست . ولى ، باز هم بايد تكرار كرد كه اصولا شعر فارسى به تنوع ممتاز نيست . از سوى ديگر ، ظرافتها و ريزهكارىهاى فوق العادهاى را كه در بيان احوال روحى به كار مىرود بايد از محسنات اين شعر شمرد .
كتاب اصلى جلال الدين مثنوى معنوى است كه دايرة المعارف و يا ، بهتر بگوييم ، كتاب آسمانى تصوف به شمار مىرود . اين منظومه شامل شش كتاب با 27000 بيت است ( كتاب هفتم جعلى است ) و ، بر خلاف غزلياتش ، چندان آتشين نيست . باوجود اين ، قطع نظر از اهميت آن براى حكمت نظرى و عملى ، از لحاظ صناعات بديعى و شعرى نيز متضمن زيبايىهاى زيادى بوده حائز اهميت فوق العاده است . اين منظومه فاقد نعتهاى افتتاحيهء معمول شاعران است و بلافاصله از شكايت نى شروع مىشود كه عطار الهامبخش آن بوده است 79 . نيروى عظيم تخيل استاد - كه كتاب خود را طى بيش از 10 سال ، البته با انقطاع ، به ملهم خود تقرير كرد - مايهء بسى شگفتى است و فقط نامتعادل بودن موضوعات ( در اين مورد مولوى را با سنايى شباهتى است ) و بعضى لغزشهاى نسبتا كوچك صورى تا حدى مورد ايراد است .
تفكرات متناوبا جاى خود را به تمثيلات و حكايات گوناگون 79 الف وامىگذارد و حتى گاهى يكى از آنها ديگرى را قطع مىكند . احساس و انديشه ، تبحر در علوم و صناعات ادبى و سادگى در كنار هم قرار دارد و شيوهء بيان با همهء آنها متناسب است 79 ب . شكى نيست كه مثنوى ، از
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: يان ريپكا
ص٣٣٢