تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و حافظ را متأثر ساخته است . صنعت تكرار ، كه در آثار عطار و ديگر شاعران متصوف بىنهايت زياد ، و چنان‌كه پيداست ، وسيله‌اى براى بالا بردن هيجانات است ( مانند رديف‌هاى مرتب در غزليات ) ، از نظر برتلس 73 ، بيش‌تر مايهء يكنواختى است ؛ وى شيوه‌اى را كه ملا محسن فيض كاشانى ( وفات : 1090 ه ) ، ضمن تكرارهاى خود ، به‌كار بسته مؤثرتر مىداند . مختارنامه ، با تقريبا پنج هزار رباعى ، مجموعه‌اى خاص خود است و تا آن‌جا كه من اطلاع دارم نخستين و تنها نمونه در ادبيات فارسى است كه در آن از رباعى براى ساختن يك منظومهء طولانى و متمايز از اشعار كوتاه و حاوى نظريات شخصى استفاده شده است 74 . يك اثر فوق العاده مهم تذكرة الاولياء است كه زندگىنامهء 98 تن از عارفان قديم و نمونهء جالبى از نثر كهن و سادهء يك اثر فوق العاده مهم فارسى است . البته شرح‌حال 23 تن از آنان ، به قلم احمد طوسى ( سدهء دوازده ) ، و دو تن هم از مؤلف ديگرى است كه بعدا بدان اضافه شده است 74 الف . عطار به شريعت پشت مىكند ؛ ولى ، در دورهء اول ، تصوف وحدت وجودى را با به كار بستن روشى پردامنه‌تر براى تحرى ذات مطلق با فكر اصلى حق شدن عميق‌تر مىساز . در دورهء دوم ، كه از لحاظ فكرى در اوج قرار دارد ، از آن هم گام فراتر مىنهد . راهى كه انسان بايد طى كند تا « ذات الهى را در خود كاملا آزاد ساخته و خود خدا شود ، فنا و نابود ساختن خويش است و اين امر در مورد عطار چنان جدى است كه تحقق ايده‌آل آن نابودى جسمانى و فىالمثل خودكشى با پرش در درياست ، چنان‌كه جوانك مذكور در اشترنامه كرد و يا اعدام است ، چنان كه بر حلاج رفت . نيرويى كه يك چنين قدرتى به شخص مىبخشد عشقى است كه آمادهء تحمل منتها درجهء رنج باشد » 75 . با اين تفكرات عارفانه نغمه‌هاى پرشورى همراه است . مردى چون جلال الدين رومى از سنايى تكريم و تجليل مىكند ؛ ولى ، در برابر عطار ، خود را به درستى غلام وى مىخواند . « 1 »
هامش
( 1 ) .گرد عطار گشت مولانا * شربت از دست شمس بودش نوش. . .عطار گشت روح و سنايى دو چشم او * ما از پى سنايى و عطار آمديم. . .عطار بود شيخ و سنايى است پيش‌رو * ما از پى سنايى و عطار آمديم. . .ترك جوشى كرده‌ام من نيم خام * از حكيم غزنوى بشنو تمام. . . -