كه اين منظومه به او هديه شده ، سخن مىگويد . دستنويسها تفاوتهاى بسيارى با يكديگر دارد ، و طبق رواياتى كه به ما رسيده ، بايد حداقل وجود دو نظر انتقادى را قطعى دانست 63 .
تمثيلهاى بىشمار خشكى و يكنواختى را كه در نظام اين اثر وجود دارد تعديل مىكند ؛ ولى ، اكثرا كوتاه و بىروح است و در بالا بردن ارزش ادبى تمامى اثر ، كه چندان زياد هم نيست ، بىتأثير . از سوى ديگر ، اگر درنظر بگيريم كه حديقه با چه اشتياقى خوانده مىشد و تا چه حد بر معاصران و همچنين نسلهاى بعدى پرتو افكند و حتى مورد تحسين نابغهاى چون جلال الدين رومى واقع گشت ، روشن مىشود كه اين داورى غيرمنصفانه و اروپايى است و از اينرو مطلقا درست نيست . كتاب سير العباد الى المعاد ( مسافرت روح اشراقطلب انسان به همهء مناطق مادى و معنوى جهان ) يك نوع كمدى الهى بهصورت مينياتور است 64 . « 1 » خدمات سنايى در پيشرفت و تكامل ادبيات عرفانى لا تعد و لا تحصى است و نمىتوان طى چند سطر مختصر راجع به آن قضاوت كرد ؛ زيرا ، براى اين كار ، بايد يك مسئلهء غامض ، يعنى رابطهء تصوف با قاطبهء مردم و پيوستگىهاى ادبيات عرفانى با افسانههاى ملى و سنتهاى بىحد و حصرى كه غالبا هيچگونه وجه اشتراكى با اسلام ندارد ، مورد مطالعه قرار گيرد 65 . در اينجا ، بىمناسبت نيست كه ، همآواز با خليل اللّه خليل 66 ، به يك نكتهء اجتماعى بپردازيم و اشاره كنيم كه از نظر سنايى همهء مسلمانان يكساناند .
زندگىنامه و آثار فريد الدين ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهيم عطار را ، به مرور زمان ، چنان پردهاى از ابهام پوشانده كه برانداختن آن مستلزم مطالعهء عميق يك ميراث ادبى است كه هم زياد است و هم چندان مطمئن نيست . اين شاعر به سال 513 ه ( ؟ ، به گفتهء سعيد نفيسى 530 ه ) ، در نزديكى نيشابور ، چشم به جهان گشود . پس از آنكه هفده سال از عمر خود را در طوس و مشهد گذرانيد ، به مسافرتهاى دور و دراز در كشورهاى شرقى و غربى اسلام پرداخت . پس از بازگشت به نيشابور ، داروفروش شد و همراه آن فعاليت شديدى در زمينهء پزشكى داشت . باتوجه به اين مسئله است كه فعاليت ادبى فوق العاده ثمربخش عطار تا اين حد باورنكردنى به نظر مىرسد . حتى اگر خودش هم اشاره نمىكرد كه 39 سال تمام ابيات و گفتارهاى عارفان را جمعآورى كرده ، آثارش مبين مطالعات وسيعش مىبود كه در دكان
هامش
( 1 ) . اين موضوع نه تنها در ادبيات پيش و بعد از اسلام ايران نظاير چندى دارد ( كه در همين كتاب هم ذكر آن رفته - ص 192 ) ، بلكه در قرآن مجيد ( سورهء بنى اسراييل ) نيز بهصورت معراج حضرت رسول اكرم ( ص ) آمده است . براى توضيحات بيشتر - قصص قرآن مجيد ، انتشارات دانشگاه تهران ، ص 192 به بعد .