تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
خبرى است به تاريخ 572 ه همراه با نمونه‌اى چند از ابيات عربى و نيز مثال‌هايى از كتاب بيهقى كه از آن هم قدمت بيش‌ترى دارد . و اما راجع به مهم‌ترين مسئله ، يعنى رباعيات فارسى ، چنين به نظر مىرسد كه در سراسر سدهء 7 ه / 13 م ( از 1233 به بعد ) بيش از سه رباعى در دست نبود كه اماره‌اى فوق العاده ناچيز است . اين تعداد ، تا به سال 1384 ، بالغ بر 53 است و در پايان سدهء بعد افزايش يافته به هفتصد رباعى مىرسد ، و سپس ، سيل رباعيات جديد دوباره فقط به كندى فزونى مىگيرد ( رمپيس ، 1937 ) 50 . اين فزونى قابل توجه است و بايد ديد چگونه مىتوان آن را توجيه كرد ، مضافا بر اين‌كه تنوع فوق العادهء انديشه‌ها و دست‌نويس‌ها شگرف‌تر از آن است كه از نظر محققان دور بماند . اينان لاجرم به شك افتاده در اصالت آنها به ديدهء ترديد مىنگرند . وانگهى ، در رباعياتى هم كه در كهن‌ترين دست‌نويس‌ها آمده به ايدئولوژىهاى كاملا متناقضى برمىخوريم و هرچه پيش‌تر رويم اين معنى بيش‌تر صادق است . گذشته از اين ، ژوكوفسكى 51 متوجه شد كه بعضى از اين رباعيات در منابع ديگر نيز آمده و به شاعران پيش يا بعد از خيام منسوب است . با به كار بستن روش‌هاى متنوع‌تر پژوهش و تلطيف بيش‌تر آنها همراه با كشف دست‌نويس‌هاى تازه ، از كوششى كه براى جدا كردن رباعيات اوليه از ملحقات بعدى به عمل مىآيد نتايج قابل ملاحظه‌اى گرفته شده است 52 . اربرى 53 موفق شد مجموعه‌هاى مستقلى از رباعيات خيام به دست آورد و آشكار بود كه اين‌ها برگزيده‌هايى از مجموعه‌هاى بزرگ‌تر قديمى است كه به‌صورت دست‌نويس‌هايى ، از سال‌ها 604 و 613 ه و 658 ه ، باقى مانده است ( و تا آن‌جا كه من اطلاع دارم ، اين تازه‌ترين پيش‌رفت قاطعى است كه در اين زمينه حاصل شده ) و ، در نتيجه ، رقم اوليهء اين رباعيات را ، كه تا آن زمان فقط سه عدد بود ، به حداقل 250 رباعى افزايش داد و نيز مجموعه را 85 سال به شاعر نزديك‌تر ساخته ، بدين ترتيب ، هرگونه شكى را كه در شاعر بودن خيام وجود داشت براى هميشه و بالقطع از ميان برد 54 . از كهن‌ترين مداركى كه در دست است چنين برمىآيد كه تناقض انديشه‌ها ، هر اندازه هم كه شگرف باشد ، نمىتواند بينه‌اى براى عدم اصالت باشد . ريتر 55 به اين نتيجه رسيده كه « همين قرابت شكاكيت و مذهب لاادرى ، اعتراض به خدا و اسائهء ادب به او و احساسات عميق دينى در آثار عطار هم ، كه عرفانى بودن اصل فكرش مورد ترديد نيست ، به چشم مىخورد . توضيح آن‌كه ، عطار اين سخنان شكاكانه جسارت‌آميز را بر زبان بيچارگان ، يعنى