ديگر ، طنينى از يك اختناق شديد معنوى و اجتماعى است . تساهل صوفيان ، كه درست نقطهء مقابل روحانيان و طبقات وابسته به آنان است ، از والاترين تجليات قريحهء ايرانى است .
مضرات تصوف براى فرهنگ
روحيهء ايرانى با اصول تصوف سازگارى كامل دارد . دليل اين معنى دوام و بقاى تصوف در اين مدت دراز است كه طى آن توانسته است تودههاى مردم و همچنين طبقات روشنفكر را همچنان به سوى خود كشاند . لكن ، از جلب روحانيان كه سخت پاىبند اصول و موازين علم كلاماند عاجز مانده است . تصوف بر طرز فكر بخش بزرگى از مردم چيره شد ، و در آغاز ، زبان حال مخالفت شهرها و اصناف با دربارها و اصول فئوداليسم ؛ ولى ، در پايان ، وسيلهاى در دست فئودالها براى حفظ قدرت خود به وسيلهء شيفته و شيدا ساختن تمامى ملت بود . از سوى ديگر ، روشن است كه عرفان معمولا يك پديدهء ثانوى ناشى از نابهسامانى وضع اقتصادى است . چنانكه پيداست ، اين معنى در مورد ملت ايران ، كه پيوسته از تركتازى بيگانگان سخت در عذاب بود و طبقات حاكمه با نهايت بىشرمى تاراجش مىكردند ، به تجربه ثابت شده است .
به هر تقدير ، نبايد سايهء سنگينى را كه تصوف بر جامعه ، و در نتيجه ، بر ادبيات مىافكند و اثرات ناشى از آن را ناديده گرفت . ترك دنيا و اعتماد بيش از حد به خدا ( توكل ) منجر به عدم فعاليت و تسليم و ترك نفس و تنآسايى تودهها و هرزگردى درويشان مىشود . هر نظريهاى از يك بدبينى كه زاييدهء اعتقاد به ناپايدارى زندگى و اين جهان است متأثر است . فلسفهء آن سوى خير و شر « 1 » مستلزم گذشت از خير و شر به معناى عرفى لفظ است . ناچيز گرفتن عقل و معارف ناشى از آن و توسل به اصل كشف و شهود بهجاى آن ، ناگزير ، منجر به خيالبافى ، نادانى ، اهمال در پژوهش در طبيعت براساس فلسفهء لاادرى ، سطحى شدن مداوم جوامع درويشان و افزايش پرستش اوليا مىگردد . اعتقاد به كرامت و كرامت اوليا تودهء ملت را تحميق مىكند ، تصور « عشق پاك » باعث ترويج همجنسگرايى مىشود و بالاخره مجاهدت براى ايجاد خلسه منتهى به استعمال مواد مخدره مىگردد . الزام مريدان به اطاعت محض از پير ، و نيز ، زيادى تعداد مريدان و وجود ثروت و موقوفات ، صوفيان را تبديل به عاملى جدى ساخت ؛ چنانكه حكمرانان درصدد جلب نظر مساعد اين فئودالهاى نيرومند و متنفذ در زمينهء منافع
هامش
( 1 ) . آن سوى خير و شر( Jenseits von Gut un Bose )، كه مؤلف در اينجا آورده ، عنوان كتابى از نيچه است كه در آن دربارهء گذشت ابرمرد از خير و شر به معناى عرفى آن و ورود به مرتبهء بالاتر بحث شده است .