وحشتناك ميان بشر و خدا پلى بزند و از اينجاست كه توحيد در تصوف مفهومى غير از مفهوم آن در علم كلام دارد كه به اداى كلمهء شهادت يعنى « لا إله الا اللّه » اكتفا مىكند . در تصوف ، معناى توحيد اين است كه اللّه تنها موجودى است كه داراى وجود حقيقى ، يعنى هستى مطلق ، است و حال آنكه وجود جز او ، يعنى وجود ممكنات ، يكسره اعتبارى است و يا - از آن هم بالاتر و كاملا به مفهوم وحدت وجود - اينكه خدايى جز خدا نيست ؛ ولى در عين حال غير از خدا هيچچيز ديگر هم نيست . از آنجا كه نحوهء تفكر صوفيان مبتنى بر مبانى كلام استدلالى نبوده براساس روشهاى حكمت الهى شهودى استوار است ، شعر براى آنها به منزلهء ابزارى بود و چنين نيز باقى ماند و حال آنكه رساله ، كه شامل مطالبى پيوسته است ، نمىتواند تا اين حد براى بيان انديشهها مورد استفاده قرار گيرد ؛ زيرا انحرافات جسورانهء تصوف از تعاليم اسلامى در آن بيش از حد آشكار مىگشت و مؤلف را سخت به مخاطره مىافكند و حال آنكه در شعر اين معانى ، در پرتو تلألو مداوم استعارات و كنايات و مفاهيم مختلف لغات ، مستور مىماند . البته صوفيانى كاملا مؤمن به تعاليم اسلامى وجود داشتند ؛ ولى ، در مقابل ، كسانى نيز بودند كه به اسلام و هر دين ديگرى پشت پا زده از تميز ميان خوب و بد امتناع ورزيدند ، و بدين ترتيب ، به آخرين نتايج فلسفى رسيدند . البته اينان ، با حرارت تمام ، از آيات قران و سنت دم مىزدند ؛ هرچند كه آنها را به نحوهء خاص خود و كمابيش به دلخواه و براساس تخيلات تأويل مىكردند ، يعنى ، طبق موازين تشيع ، در همهء موارد به على ( ع ) استشهاد مىكردند كه به قول آنان حضرت محمد ( ص ) معنى وحى را با وى در ميان گذارده است .
حوزهها و سلسلهها ، آداب
هرچند در همان بدايت امر بود كه حوزهها يا سلسلههايى به وجود آمد كه در آنها مريدان و شاگردان آزادانه به دور مرشد مورد تكريم خود گرد مىآمدند تا به ارشادشان پرداخته در طريقهء فوق العاده صعب عرفان رهنماى آنها گردد و به مرحلهاى از حال و وجد رهبرىشان كند كه در آن صوفى به وصال معشوق رسيده با او يكى مىشود ؛ ولى ، از سدهء 6 ه / 12 م به بعد ، مجامعى با قوانين و نظامات خاص خود ( بدون تجرد و بدون الزام به زندگى دستهجمعى در خانقاه ) تأسيس شد كه براى حيات فرهنگى شرق مسلمان حائز اهميت فراوان بود . اين مجامع هريك آدابى خاص خود داشت و هدف اين بود كه ، به اصطلاح ، بهطور دستهجمعى ، لحظهء با شكوه اتصال به حق را درك كنند . البته اين آداب فقط خلاصه و چكيدهاى از اعمال تشريفاتى