تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
« اپاق » به معناى سراپا سفيد است ) « 1 » 48 . اين كتاب داستانى از عشق و ناكامى شهزاده خانمى در دوران دوشيزگى و همسرى است كه ، در ادبيات فارسى ، هيچ اثر ديگرى ، در لطافت و زيبايى ، همپايهء آن نيست . در اين اثر ، شرح روىدادهايى مىآيد كه مستقيما زاييدهء فرومايگى طبقات حاكمه است . بىتصميمى شاه باعث قيام فئودال‌ها و منجر به سقوط همهء قهرمانان اصلى مىشود . ليلى و مجنون ، كه به سال 584 ه سروده شده ، مربوط به منطقهء كاملا ديگرى است . داستان دلدادگى دو عرب از فرزندان باديه است كه نابخردى والدين تلخ‌ترين سرنوشت را براى آنها به بار مىآورد ، و در حقيقت ، مضمون عاميانهء بسيار كهنه‌اى است كه پيشينهء آن در ادبيات بابل ديده مىشود با اين تفاوت كه داستان ، در آن‌جا ، پايانى خوش دارد 49 . نظامى با اكراه به خواستهء شاه گردن نهاد ، زيرا بيم از آن داشت كه اين موضوع ساده و عامه‌پسند و واقعه‌هاى گوناگون نامرتبط ، براى پرداختن داستانى عالى ، كافى و وافى نباشد . ولى ، نتيجهء آن در واقع شاه‌كار بود . تصويرى از لحاظ ساختمان و دقايق روان‌شناسى بىعيب و نقص ، با اين نتيجهء نهايى كه مجنون ( - ديوانه ) ، كه غزل‌هاى عاشقانه مىسرايد ، ناگزير بايد رنج و محنت ببيند تا بشريت از ترانه‌هاى شورانگيزش بهره‌مند گردد . دونايوسكى 50 ، در مقام مقايسهء ليلى و مجنون با رومئو و ژوليت ، توجه خواننده را به اين تفاوت‌هاى اساسى جلب مىكند . درحالىكه ، در نسخهء غربى ، اساس داستان دشمنى خصوصى دو خانواده است ، شرق مبنا را بر دلدادگى مجنون ، نافرمانى وى و بروز ديوانگى در او مىگذارد و همهء اين‌ها دقايقى است كه قضاوت پدر دربارهء آنها با عقيدهء عمومى مطابقت دارد . مردم اين زناشويى را تخطى از نظام موجود تلقى كرده لاجرم آن را ناممكن مىشمارند . هفت‌پيكر ( 593 ه ) به وصف دوران كودكى و تربيت و اعمال يك فرمان‌رواى ايده‌آل ، يعنى بهرام گور ساسانى ، مىپردازد كه روايات عاميانه او را به‌صورت كمال مطلوب درآورده است . در اين منظومه ، چندين داستان فرعى گنجانده شده كه اوج هريك ، يكى از داستان‌هاى هفت شاه‌زاده خانم است . اين داستان‌ها ، درعين‌حال ، حاوى شورانگيزترين و جدىترين سخنان استاد دربارهء دلدادگى است . اين اثر ، به علت تنوع جنبه‌هاى هنرى و صحنه‌هاى آن ، ميان ابداعات هنرى نظامى مقام اول را دارد ؛ ولى ، از نظر مسائل اجتماعى ، محتوى مطالب آخرين داستانش اسكندرنامه است كه پيش از آن در اين اثر ذكر شده است . كتاب اخير شامل
هامش
( 1 ) . مؤلف آن راSchneewittchenمعنى كرده كه معنايش « به سفيدى برف » است ، و درعين‌حال ، عنوان يكى از افسانه‌هاى كودكانهء معروف آلمان است .