تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
به اين فرزند خود كه از شهرت جهانى برخوردار است سخت مىبالد ؛ ولى ، تنها بدين افتخار كه وى زادهء آن مرزوبوم است قانع نيست ، بلكه او را ترك و هم‌نژاد خود مىداند . « 1 » به‌هرحال ، مادرش ، كه خود وى او را در ليلى و مجنون رئيسه مىنامد و كردش مىخواند ، اصليت ايرانى داشته است . « 2 » از دوران جوانىاش جز اين نمىدانيم كه زود يتيم گشته . آثار وى شاهدى صادق بر تحصيلات برجستهء او در « كليهء » دانش‌هاى آن زمان است . از سخنان شاعر چنين مستفاد مىشود كه به زادگاه خود ، گنجه ، سخت علاقه‌مند بوده است . در تمام عمر فقط يك بار ، مقارن سال‌هاى 2 - 581 ه ، آن را ترك گفت و آن هم نه به صرافت طبع خود ، بلكه هنگامى بود كه امير آذربايجان قزل ارسلان شاه از سى فرسنگى محل اقامت او مىگذشت و صريحا رغبت خود را به ديدار وى اظهار داشت . در پاسخ اين سؤال كه آيا نظامى جز به شاعرى نپرداخته و ممر معاشش نيز صرفا همين بوده يا نه ، باز هم ليلى و مجنون ، داستاى با بيش از چهارهزار بيت كه نظامى در ظرف مدتى كم‌تر از چهار ماه سروده ، « 3 » قراينى به دست مىدهد . نظامى در اين‌جا اشاره مىكند كه اگر هيچ اشتغال ديگرى نمىداشت ، اين اثر را در ظرف چهارده شب مىآفريد 45 . وى يك طفيلى دربارى نبود با روحيه‌اى كه داشت نمىتوانست چنين باشد . البته راست است كه داستان‌هاى بزرگ و گاه‌گاه نيز غزل‌هاى خود را به نام اميران مىساخت ؛ ولى ، اين خدمت ، بنا به معمول آن زمان ، در انتظار دريافت صله و يا در حقيقت حق الزحمه‌اى بود . چنان‌كه برمىآيد ، دهكدهء حمدونيان ، كه امير به وى بخشيد ، بيش از آن‌كه مورد استفادهء او قرار گيرد دست‌آويزى براى رقيبانش شد تا به باد سخره‌اش گيرند . از اين‌رو ، اگر قبول كنيم كه وى را از مال و منال دنيا چندان بهره‌اى نبوده ظاهرا به خطا نرفته‌ايم . در روايات ، نامش همراه با شخصيت‌هايى از اخىها « 4 » ذكر شده كه نوعى از فراماسون‌هاى آن زمان‌اند و اعضاى خود را
هامش
( 1 ) . مؤلف ظاهرا در اين‌جا اشتباه مىكند كه به‌طور كلى آذربايجان را ترك‌نژاد مىخواند . از آن گذشته ، نظامى ، به قولى ، از مردم تفرش قم بوده ( - رياض العارفين ، رضا قلى خان هدايت ، چاپ اول ، تهران ، 1305 قمرى ، ص 149 . ( 2 ) .. . . گر مادر من رئيسهء كرد * مادرصفتانه پيش من مرد از لابه‌گرى كرا كنم ياد * تا پيش من آردش به فرياد . . .نقل از ليلى و مجنون ، ادارهء انتشارات دانش مسكو ، 1965 ، ص 88 ( 3 ) .اين چارهزار بيت اكثر * شد گفته به چار ماه كم‌تر گر شغل دگر حرام بودى * در چارده شب تمام بودىهمان اثر ، ص 49 ( 4 ) . دولتشاه سمرقندى او را از مريدان اخى فرج زنجانى شمرده است . خواه اين قول صحيح باشد يا غلط ، تعلق خاطر -