تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
بيش‌تر جنبهء زهد و ترك دنيا را دارد . ديگر تغزلات وى را چندان ارجى نيست . گاه در كنف حمايت مخدوم خود ، امير آذربايجان و عراق ، تعيش مىكند و گاه به غضب او گرفتار مىآيد و حتى به زندان مىافتد ، چنان‌كه حبسيهء او حاكى از آن است . البته اين سرنوشتى بود كه غالب شاعران دربارى بدان دچار بودند ، لكن چنين برمىآيد كه خود او نيز ، با ستيزه‌جويى و نخوتى كه بدان متصف بوده ، چندان بىگناه نبوده ؛ چنان‌كه محتملا ، بن اطرافيانش حتى يك شاعر هم نيست كه وى با او به نزاع نپرداخته است . مجير الدين بر اديبان اصفهان برآشفت و حتى شهر را به باد تمسخر گرفت ، زيرا چنين مىپنداشت كه در اين شهر تكريم و تجليلى را كه شايسته‌اش بوده از او به عمل نياورده‌اند . در اين جدال ، حتى پاى خاقانى نيز به ميان كشيده شد كه به ناچار قصيده‌اى در مدح اصفهان سرود و شايبهء هرگونه اتهام را از خود به دور كرد . « 1 » بنابر روايتى ، در اصفهان به قتل رسيده ، يعنى مقارن سال 594 ه ، به دست اوباش مضروب و مقتول شده است . سال 586 ه ، كه در روايت ديگرى به عنوان تاريخ وقوع اين حادثه ذكر شده ، نمىتواند صحيح باشد ؛ زيرا ، اين شاعر ، در سال 587 ه ، ضمن مرثيه‌اى ، بر قتل عثمان قزل ارسلان ايلدگز ( 7 - 582 ه ) نوحه مىكند . ديوان مجير الدين بيلقانى به دست مانده است . شگفت آن‌كه خسرو دهلوى وى را ، در مرتبهء ، از خاقانى برتر مىشمارد . ابو النظام محمد فلكى شيروانى ، متولد در شماخى ( تولد : تقريبا 501 ه ، وفات : 540 ه ) تحصيلات عميقى انجام داد و بالاخص در نجوم تبحرى كسب كرد و در آن فن رساله‌اى فاضلانه نوشت . تخلصش نيز ، چنان‌كه پيداست ، با نجوم ارتباط دارد . هادى حسن 42 اين روايت را كه وى شاگرد ابو العلاى گنجوى « 2 » و معلم خاقانى بوده بيش‌تر مبتنى بر تخيل مىداند تا بر واقعيت و عقيده دارد كه ، بر خلاف آنچه روايت مىشود ، بيش‌تر چنين احتمال مىرود كه فلكى تحت حمايت و سرپرستى خاقانى بوده و تعليم او را بر عهده نداشته است . شگفت آن‌كه فلكى هيچ‌يك از شاعران معاصر خود را به نحوى قابل ذكر نمىداند ، و بر خلاف ، خود را هم‌رديف ابو تمّام ( وفات : 230 ه ) و ابو نواس ( وفات : 198 ه ) مىشمارد كه البته به سبب چند بيت معدود عربى كه در قصيده‌هايش آورده نيست . سراسر زندگى را در دربار شروان‌شاه مشهور ، منوچهر دوم ، پسر فريدون ، به سر برد ، و بر خلاف ديگران ، جز مخدوم خود هيچ‌كس را در قصايد لطيفى كه مىسرود نستود . باوجود اين سعايت ، رقيبان او را نيز ، چون خاقانى ، مجير و شايد هم ابو العلا ، به زندان افكند . اين واقعه سخت او را تكان داد . از ديوانش پيداست
هامش
( 1 ) . - ص 289 . ( 2 ) . - ص 285 .