و از ميان آن دو خردمندان انتخابى شايسته كردند ( ولى ) نه نابخردان .
و چون اين دو گوهر بههم رسيدند ، ابتدا زيستن و نزيستن را بنيان نهادند و ( مقرر داشتند ) كه سرانجام به دروغپرستان بدترين زندگى و به پيروان راستى بهترين جايگاه نصيب شود .
( يسناى
XXX
، 3 - 4 ، بارتولومه )
آنان تمامى جهان هستى را ميان خود تقسيم كردند و تا پايان دنيا ، به يارى موجودات مينوى و انسانها ، با يكديگر درنبردند . خدا ، در حقيقت ، تنها اهورامزدا ، فرمانرواى خردمند ، است . ديو « 1 » خدا نيست . پيروزى نيكى ، كه اخلاقا اصل مسلمى است ، ايمان به پيروزى نهايى نيروهاى نيكى را ايجاب مىكرد . اهورا و سپاه آسمانى وى نگهبان حقيقت ، نيكى ، دادگرى ، كار سودمند و همگى خصايلى هستند كه نظام نيكى بر آن استوار است .
بتهاى باستانى آريايى « ديو » نام گرفتند ؛ ولى در دورانهاى بعدى ، از چند تا از آنان ، مخصوصا از ايندرا ، ايزد نوشابهء سكرآور هوم و آزادىبخش بشريت و مبارز ايزدى ديوان كه به منزلهء هركول هند و ايرانى است ، اعادهء حيثيت شد و در زمرهء نزديكان اهورا به شمار آمد ؛ زيرا ، ملت نمىتوانست از چنين يزدانهاى محبوبى چشم بپوشد . انسان ، اخلاقا ، موظف است كه از اهورا ، در مبارزهاش با بدنهادى ، پشتيبانى كند و با هر آنچه مهين ديو آفريده بود و هر آنچه او براى پيروزى خود از آن استفاده مىكند بجنگد : انسان بايد از دروغ بپرهيزد ، آفريدههاى زيانبخش را بكشد ، دشمنان دين را مقهور سازد ، وظايف خود را مرتبا انجام دهد و بالاخص اينكه كار كند .
شايستهترين كار ، كشاورزى به شمار است . ويدودات ، قانون مبارزه با ديوان و اهريمنان ، چنين مىگويد :
هرگاه كسى زمين را براى كشاورزى آماده نسازد . . .
با بازوى چپ و راست ، با بازوى راست و چپ ، ( آنگاه ) زمين چنين گفت : « اى مردى كه بر روى من كار نمىكنى ، با بازوى چپ و راست ،
هامش
( 1 ) .Daeva