با بازوى راست و چپ ،
به راستى سزاوار آنى كه در آينده ، درحالىكه به در خانهء كس ديگرى تكيه كردهاى ، ميان آنان كه خواروبار گدايى مىكنند بايستى ؛
به راستى ، خوراكهايى كه از فرط وفور دهانها آغشته بدان است از برابر تو عبور داده خواهد شد .
و آن را نزد كسانى خواهند برد كه نزد آنها پيش از آن هم چيزهاى خوب بيش از اندازه وجود دارد .
(
III
، 28 - 29 ، ولف )
مؤثرترين وسيلهء مبارزه با بدنهادى ، پس از نيروى معجزهآساى نماز و ستايش ، كار است .
ويدودات چنين ادامه مىدهد :
چون غله براى كوبيدن آماده مىشود ،
ديوها از ترس عرق كردن آغاز مىكنند .
چون آسياب براى آرد كردن غله آماده مىشود ،
ديوها ديگر خويشتندارى نمىتوانند .
چون آرد براى خمير شدن آماده مىشود ،
ديوها زوزه مىكشند .
چون خمير براى پختن آماده مىشود ،
ديوها از ترس مىگوزند .
(
II
، 32 ، ولف )
البته ، شركت در نمازها ، اعتماد به آتوربانها و فرمانبردارى از ما فوق نيز از مهمترين وظايف انسان است . از عناصر ، آتش مظهر پاكيزگى و روشنايى و گرمى است و از جانوران ، گاو و سگ و خروس ستايش مىشدند . مزداپرستى به جامعهء ايرانى انتباه دينى و ملى شگرفى بخشيد ؛ سازمانهاى اجتماعى دستهجمعى با نظام و سازمانهاى دقيقى به وجود آورد كه حقوق و وظايف آنها ، با نهايت دقت ، تعيين شده بود و يك نوع روح انضباط نظامى بر آن حكمفرما بود . ايرانيان خود را ملت خدا ، ملت برگزيدهء اهورا ، مىدانستند و ملتهاى ديگر ، به نظر آنان ، از آن اهريمنان بودند . از اينرو ، دين ، در ادوارى كه به پيروزى نهايى خود رسيد ، منشأ خودستايى ، ناشكيبايى در برابر اديان ديگر و كوشش بىاندازه براى ترويج اين دين