تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
با بازوى راست و چپ ، به راستى سزاوار آنى كه در آينده ، درحالىكه به در خانهء كس ديگرى تكيه كرده‌اى ، ميان آنان كه خواروبار گدايى مىكنند بايستى ؛ به راستى ، خوراك‌هايى كه از فرط وفور دهان‌ها آغشته بدان است از برابر تو عبور داده خواهد شد . و آن را نزد كسانى خواهند برد كه نزد آنها پيش از آن هم چيزهاى خوب بيش از اندازه وجود دارد . (
III
، 28 - 29 ، ولف ) مؤثرترين وسيلهء مبارزه با بدنهادى ، پس از نيروى معجزه‌آساى نماز و ستايش ، كار است . ويدودات چنين ادامه مىدهد : چون غله براى كوبيدن آماده مىشود ، ديوها از ترس عرق كردن آغاز مىكنند . چون آسياب براى آرد كردن غله آماده مىشود ، ديوها ديگر خويشتن‌دارى نمىتوانند . چون آرد براى خمير شدن آماده مىشود ، ديوها زوزه مىكشند . چون خمير براى پختن آماده مىشود ، ديوها از ترس مىگوزند . (
II
، 32 ، ولف ) البته ، شركت در نمازها ، اعتماد به آتوربان‌ها و فرمان‌بردارى از ما فوق نيز از مهم‌ترين وظايف انسان است . از عناصر ، آتش مظهر پاكيزگى و روشنايى و گرمى است و از جانوران ، گاو و سگ و خروس ستايش مىشدند . مزداپرستى به جامعهء ايرانى انتباه دينى و ملى شگرفى بخشيد ؛ سازمان‌هاى اجتماعى دسته‌جمعى با نظام و سازمان‌هاى دقيقى به وجود آورد كه حقوق و وظايف آن‌ها ، با نهايت دقت ، تعيين شده بود و يك نوع روح انضباط نظامى بر آن حكم‌فرما بود . ايرانيان خود را ملت خدا ، ملت برگزيدهء اهورا ، مىدانستند و ملت‌هاى ديگر ، به نظر آنان ، از آن اهريمنان بودند . از اين‌رو ، دين ، در ادوارى كه به پيروزى نهايى خود رسيد ، منشأ خودستايى ، ناشكيبايى در برابر اديان ديگر و كوشش بىاندازه براى ترويج اين دين