زندگىاش با افسانهها و ملحقات دلانگيزى آراسته شد . اوستاى جديد زرتشت را نمونهء يك انسان كامل مىداند . فروردين يشت او را با سخنانى شورانگيز چنين توصيف مىكند :
نخستين كسى كه نيكى را انديشيد ، نخستين كسى كه نيكى را گفت ،
نخستين كسى كه نيكى را بهجاى آورد ، نخستين آتوربان « 1 » ،
نخستين جنگآور ، نخستين دهگان دامپرور .
نخستين كسى كه مىآموزد ، نخستين كسى كه مىآموزاند .
نخستين كسى كه براى خود بپذيرفت و نخستين كسى كه دريافت كرد گاو را و راستى را و كلام مقدس را « و فرمانبردارى از كلام مقدس و نيروى سلطنت روحانى را » و همهء نيكىهاى مزدا آفريده و منسوب به راستى را . . .
نخستين كسى كه از ديو و مردم فرومايه روى بگردانيد ، نخستين كس در جهان مادى كه نماز اشم و هو خواند .
به ديوها نفرين كرد و به عنوان مزداپرست كلمهء شهادت بر زبان راند ، دشمن ديوها و به كيش اهوراست .
نخستين كس در جهان مادى كه تمامى ديوان را ناشايست براى ستايش ، ناشايست براى نيايش خواند .
او ، آن توانا ، كه هر آنچه را بايستهء يك زندگى دلنشين است در اختيار دارد ، نخستين آموزگار دين در كشورها .
كه به واسطهء او نماز اشم وهو « 2 » ، كه محتواى تمامى مانثر « 3 » است ، آشكار گرديد ؛
« اهو » و « رتو » « 4 » ، بشريت مبشر دين ، بهترين تمامى دينها كه وجود دارد .
(
XIII
و 87 - 91 ، ولف )
ماهيت تعليمات زرتشت ثنوى است . اهورامزدا ، خداى واقعى روشنايى و زندگى ، و انگرمينيو « 5 » ، اهريمن بدنهادى ، تاريكى و مرگ ، در برابر هم قرار دارند . در آغاز سىامين يسنا ، راجع به نخستين تجلى آنان چنين آمده :
آن دو گوهر نخستين ، كه به وسيلهء يك شبح در عالم خيال چون دو همزاد پديد آمدند ، گوهر نيكو و گوهر بدنهاد هستند در انديشه ، گفتار و كردار .
هامش
( 1 ) . آذربان .
( 2 ) .Asa، در ترجمهء پورداود ، پيش از اين نماز اشم وهو و در اينجا سرود اسم آمده . ( يشتها 2 ، ص 79 و 89 و 91 ) .
( 3 ) .Mathra( 4 ) .AhuوRatav( 5 ) .Angra Mainyav