ولى ، سرانجام ، پيروزى از آن تعليمات اوست . در آخرين فصل گاثاها ، شاهد پيروزى وى ، به مناسبت عروسى كوچكترين دخترش ، پوروچيستا « 1 » ، با جاماسب « 2 » ، راىزن فرزانهء ويشتاسب ، هستيم . گاثاها ، جمعا ، شامل 248 بند در هفده فصل يسناست . لكن ، به تحقيق ، معلوم نيست كه اين فصول همان ترتيب نخستين را دارد يا در تدوينهاى بعدى بدين صورت درآمده است .
يسنا ، ويسپرد
گاثاها در كتاب اول اوستا و در داخل مجموعهاى از نيايشها و آفرينهاست كه همراه با نماز اصلى خوانده و اجرا مىشده است . اين مجموعه يسنا نام دارد . زبان اين كتاب و بخشهاى ديگر اوستا يكى از گويشهايى است كه با زبان گاثايى خويشاوندى خيلى نزديك دارد ؛ ولى ، از لحاظ صورتهاى صرفى ، خيلى محدودتر است كه ، بىگمان ، در نتيجهء طرز خاص تحولات زبانى است . اين زبان را اوستايى جديد مىناميم . قسمتهاى متأخر حتى حاوى اغلاطى است كه دليل بر آن است كه زبان مزبور ، هنگام انشاى اين متون ، ديگر زبان زندهاى نبوده است .
گيراترين بخش يسنا ، پس از گاثاها ، هوم يشت است كه تجلى ايزد موسوم به هوم را بر زرتشت بيان مىكند و گواهى بر اين حقيقت است كه ، پس از درگذشت پيامبر ، آيينش ، در پارهاى از زمينهها ، شروع به بازگشت به انگارههاى كهن كرده است كه مورد ستايش مردم بود و جزء سنن آنان گشته بود :
در آن مدت زمان كه هوم آماده مىشود ، هوم بر زرتشت برآمد كه در آن هنگام آتش را دورتادور به وضع شايستهء آن درمىآورد و گاثاها برمىخواند . زرتشت از او اين پرسش كرد : « كيستى اى مرد ، اى زيباترين جهان جسمانى - با جان چون آفتاب و نمردنى خويش - ، كه من به عمر خود به چشم ديدهام ؟ » آنگاه ، اين ، هوم مقدس ، دوردارندهء مرگ ، به من پاسخ گفت : « من ، اى زرتشت ، من هوم مقدس ، دوردارندهء مرگ هستم . مرا به اينجا آر ، اى سپنتمان ، مرا به چرخشت كن تا مرا بنوشند ، مرا بستاى به ستايش بدانسان كه سوشيانتهاى آينده خواهند ستاييد . » زرتشت در پاسخ گفت : « نيايش بر هوم ! »
( يسناى
IX
، 1 - 3 ، ولف )
هامش
( 1 ) .Pourucista( 2 ) .Jamaspa