گشت كه شاخص و مميز آن دوره است . ولى ، بايد افزود كه فقط در دوران ساسانيان بود كه اين وضع پيش آمد . براى كانون خانوادگى ارزش زيادى قائل بودند . رياضت كشيدن سخت مطرود بود ؛ زيرا ، به عقيدهء ايرانيان ، انزوا انسان را در مبارزه با نيروهاى پليد ناتوان مىسازد .
اوستا
گاثاها
كهنترين زبان ايرانى ، كه از آن اسناد نسبتا زيادى در دست داريم ، زبان اوستايى است . اوستا ، در زبان فارسى درى ، نام مجموعهاى از نوشتههاى مقدس آيين مزديسنا « 1 » است ؛ ولى ، بنابر آنچه از قديم در ايران عقيده دارند ، فقط بخش كوچكى از آن بهجاى مانده است . موضوع تأسفانگيز ديگر اين است كه خيلى دير به نوشتن اين متون مقدس مبادرت شده و نگارش آن ، محتملا ، در دورهء ساسانيان ، تقريبا در سدهء چهارم ميلادى ، انجام گرفته و آن هم با چنان املايى كه در قسمت اعظم متون بر صورت واقعى زبان پردهء ابهام افكنده است . مىتوان گفت كه زبان اوستا ، از لحاظ فراوانى صورتهاى صرفى و خاصيت نحوى ساختمان جمله كاملا منطبق با زبان هندى باستانى ودايى است ؛ بالاخص ، در مورد متونى كه ، به ظن قريب به يقين ، آن را منسوب به دورهء اول آيين مزديسنا مىدانيم . اين متون ، كه بهصورت مصرعهايى تصنيف شده ، گاثاها ( سرودها ) نام دارد و به خود زرتشت منسوب است . و دلايل قاطعى براى ترديد در درستى اين مدعا در دست نيست . چنانكه كاملا آشكار است ، اين متون شامل مبانى مواعظ پيامبر و حاوى چكيدهء تعليمات اوست كه به شعر انشا شده است . در گاثاها ، گاهى ، با بيان احساسات شخصى ، با شوريدگى و طغيان ، انبساط يا سرخوردگى روبهرو مىشويم . نظرى به زندگى گرانبار پيامبر بيفكنيم : وى با كرپنهاى مقتدر در مبارزه است ، نتيجهء زحمات خود را مهدور مىبيند ، پريشانى و نااميدى بر وى چيره مىشود :
به كدامين سرزمين روى آورم كه از اينجا بگريزم ، به كجا رفته ، پناه جويم ؟
از نجبا و سربازان دورم مىدارند ،
نه جامعه خشنودم مىدارد . . . نه فرمانروايان دروغپرست كشور .
چگونه تو را خشنود توانم ساخت ، اى مزدا ؟
( يسناى
XLVI
، 1 ، بارتولومه )
هامش
( 1 ) .Pourucista