مسايلى از اين قبيل نشانههاى نازيبايى در تأييد اين معنى است . بهطور كلى ، وضع شاعران دربارى چنان بد شده بود كه در راه ارجاى اوامر فرمانروايان مطلق العنان هيچگونه مانع و رادعى وجود نداشت . شايد اين كيفيت با بحران پولى آن روزگار بستگى داشت كه در علم سكهشناسى ثابت شده و در دوران حكومت سلجوقيان و نيز هنگام سقوط و از هم پاشيدگى آن وجود داشت 35 .
پيشرو اين دسته شاعران دربارى نظام الدين ابو العلاى گنجوى ( تولد 90 - 1080 وفات :
1159 ) اولين چهرهء شايان توجه مكتب شيروان ، منتقد و معلم نسلهاى بعدى است . وى ، در سن 55 سالگى ، براى مدت كوتاهى از امتيازات دربارى محروم گشت 36 . تعيين صحت يا سقم روايتى كه طبق آن اين محروميت با خاقانى « 1 » ارتباط داشته براى من ميسر نيست . از ابداعات وى فقط مقدر كمى به دست مانده ، ولى همين بقاياى ناچيز ، كه در منتخبات آثار ادبى پراكنده است ، نمايشگر فصاحت و بلاغت شاعرى است كه نمىتوان وى را فردى عادى به شمار آورد . گنجينهء لغات وى و تركيبات نحوى كه به كار مىبرد بسيار ممتاز است ، به ويژه كه درك بيانش هم به آسانى ميسر است .
افضل الدين بديل بن على خاقانى شيروانى ( تولد محتملا مقارن 520 ه ) با ابو العلا مربوط است . اين استاد مديحهسراى قصيدهپرداز كاملا همطراز انورى است . زندگى و شخصيتش بارز و اشعارش ممتاز است . از پدرش كه درودگر و از مادرش كه در اصل كنيزى نستورى بوده ياد مىكند . اطلاعات عميق خود را از تعليمات و آيين مسيح ، بدان حد كه براى يك فرد مسلمان غيرعادى مىنمايد ، بيش از مادرش ، مديون مطالعهء كتابهاى زيادى در اين زمينه است . در آن دوران ، تنگدستى افراد و بيدادگرى زبردستان حاكم بر اوضاع بود و اين پسر ، كه از خانوادهء سادهء پيشهورى در شيروان برخاسته بود ، چون علفى خودرو رشد كرد تا اينكه عمويش ، كه پزشك بود ، متوجه استعداد فوق العادهاش گشته مبانى زبان و ادب عربى را به وى آموخت . متعلم جوان ، به دنبال آن ، به تحصيلاتى عميق در همهء علوم ديگر پرداخت كه در روحيه و آثارش اثراتى بس عميق بهجاى گذارد . غزلها و نعتهايى كه با تخلص عرفانى « حقايقى » سروده بود براى او ، كه هنوز شاعر جوانى بيش نبود ، نيكوشهرتى به بار آورد كه طبعا ابتدا محدود به محل سكونتش بود . وى ، به سبب نعتهايى كه در بحبوحهء فعاليت ادبى خود ساخته بود ، « حسّان العجم » نام گرفت 37 و چون ابو العلاى گنجوى ، شاعرى كه پيش از
هامش
( 1 ) . - صفحهء بعد .