كه علاقهء مفرطى به جمعآورى نسخههاى خطى و تطبيق آنها با يكديگر داشت . موقوفههايى ايجاد كرده بود و از اديبان سخت حمايت مىكرد و چنانچه اينان براى اصلاح اشعار خود خواهان كمك وطواط بودند ، حتى در خانهاش اقامت مىگزيدند و جز اينها . قصيدههاى وطواط نمودار فضل و دانش اوست ؛ ولى ، به ندرت ابراز احساساتى در آنها به چشم مىخورد .
مضامين آنها ، تقريبا هميشه ، مختصر به مديحه و يا توصيف جنگهاى اتسز است و قصيدهها غالبا از تصنعات بديعى بيش از حد اشباع است . نثرش ارزش بيشترى دارد . از يك سو ، بايد از مراسلات و مكتوبات فارسى و عربى وى ( دولتى و خصوصى ) و ، از سوى ديگر ، از اثر مهمش به نام حدائق السحر « 1 » نام برد كه در تكميل نقايص ترجمان البلاغه « 2 » تأليف يافته . پارهاى از آثارش از دست رفته و پارهاى ديگر فاقد ارزش است . قصايدى نيز به تازى سروده است .
مكتب آذربايجان ( مديحهسرايان : ابو العلا ، خاقانى ، مجير الدين ، فلكى اثير و ظهير فاريابى ، شاعران شرق ايران كه با آنان پيوند سخن دارند )
تاريخ قفقاز و ايران و همچنين حيات فرهنگى آندو ، در سدهء 12 / 11 ، سخت بههم مربوط است . هرچند كه فرمانروايان بزرگ سلجوقى كوشا بودند كه ماوراى قفقاز را در حلقهء حكومت مركزى درآورند ؛ ولى ، با وجود دستگاه مقتدر دولتى خود ، موفق نشدند قدرتهاى فئودال بومى را براى هميشه سركوب كرده از تجزيهء اين سرزمينها به اميرنشينهاى مستقل جلوگيرى به عمل آورند . اوضاع فئودالى ماوراى قفقاز به اروپا ، به مراتب ، بيشتر شبيه بود .
شعر و ادب مردم اين ديار ، بهطور واضح ، نمايشگر سطح بالاى فرهنگ آنان است . نه تنها از اين حيث كه تعداد اديبان و دانشمندان قفقازى و آذربايجانى زياد بود ، بلكه بيشتر از آنرو كه اينان در ادبيات به كيفيتى خاص ممتاز بودند . سخن از يك سلسلهء واحد در ميان نيست ، بلكه درست همين وجه امتياز دليل مجتمع ساختن آنان در گروه مستقلى است كه ، در حقيقت ، مىبايست قطران « 3 » نخستين فرد آن باشد . از لحاظ برگزيدن لغات و تلفيق كلمات و شيوهء بيان اين گروه ، با خصوصياتى مواجه مىشويم كه نظير آن ميان شاعران سرزمينهاى شرقى يا به هيچوجه نيست و يا به اندازهء كافى عموميت ندارد . البته اين بدان معنى نيست كه ميان شاعران
هامش
( 1 ) . عنوان كامل كتاب حدائق السحر فى دقائق الشعر است .
( 2 ) . - ص 255 .
( 3 ) . - ص 274 .