تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
برده‌فروشى ، از دوران‌هاى بسيار قديم ، در ايران وجود داشته است . بردگان از افراد ملل تحت انقياد و مخصوصا اسيران جنگى بودند . اوستا از كارگران روستايى سخن مىراند و آنان را به دو دسته تقسيم مىكند كه يك دسته ، پيوسته ، در خانهء مخدومان خود ، « وئس » « 1 » ، سكونت داشتند و دستهء ديگر ، به‌صورت روزمزد ، در مزارع ، خدمت كرده « پئىريئتر » « 2 » ( سياران ) ناميده مىشدند . در ويدودات ( ونديداد ) اوستا ، اشاره شده كه پاداش تنظيف ، كه بر طبق مناسك دينى به عمل مىآمد ، براى خدمت‌گزار كم‌تر از كشاورز و همسر او ؛ ولى ، بيش‌تر از فرزندان دهگان بود . دين حائز اهميت بسيار بود ، زيرا پيشوايان و پاس‌داران آن ، به مقتضاى شغل خود ، تنظيم مناسبات را ، نه تنها ميان افراد و خدايان ؛ بلكه ، هم‌چنين ، بين افراد و همنوعان آنان بر عهده داشتند . دين ، مانند امروز ، دامنه‌اى چنين محدود نداشت ؛ بلكه ، شامل تنسيق حقوق و مسائل قضائى ، آداب و رسوم جامعه ، فرهنگ و نظام اقتصادى نيز بود . روحانيان عالىرتبه نظام اجتماعى و دينى ( ارت ) « 3 » ايجاد و استوار مىساختند . مراسم دينى آنان با آوازها ، سرودها ، آفرين‌ها و نيايش‌ها همراهى مىشد . آنان افراد مناطق آريايى را ، در محل سكونت قربانيان خود ، به دور خويش گرد آورده ، از اين راه ، روحيهء جامعه را تقويت مىكردند . از تراوش‌هاى تخيلات و احساسات آنان ، جز چند سرود و چند افسانه ، كه نسل‌هاى بعدى بنابر احتياجات خود در آن تغييراتى داده‌اند ، چيزى به‌صورت نخستين خود به‌جاى نمانده است .

نخستين دولت‌ها

چنان‌كه از اشارات اوستا برمىآيد ، در سرزمين‌هاى ايرانى ، نخستين سازمان‌هاى تكامل‌يافته‌اى كه به منزلهء دولت بود محتملا در طرف مشرق به وجود آمده است . اوستا گاهى از كشورهايى در سواحل رودخانهء هيرمند « 4 » ، در پيرامون درياچهء هامون « 5 » در سيستان ، و زمانى از سرزمين‌هاى ماوراى آمودريا « 6 » و درياچهء ووروكش « 7 » ( شايد درياچهء آرال ) سخن مىراند . روايتى كه بر طبق آن قبايل آريايى از سرزمين قديم‌تر خود ، ايران ويج « 8 » ، به سرزمين‌هاى ديگر ايرانى رفته‌اند بىشك ، قدمت دارد . پاره‌اى از پژوهندگان اين سرزمين را واقع در شمال ايران مىدانند . نخستين مراكز فرهنگ در ايران ، محتملا ، سمرقند ، مرو و بلخ ( كه يونانىها آن را
هامش
( 1 ) .Vaesa( 2 ) .Pairyaetars( 3 ) .Rtam( حرف م در آخر كلمه ظاهرا جزء تصريفى در زبان اوستاست ) . ( 4 ) .Heatumant( 5 ) .Kasaoya( 6 ) .Oxus( 7 ) .Vourukasa( 8 ) .Airyanemvaejah