سبب شهرت اشعارش براى او حاصل آمده بود ، جبران مافات كرد و از نو ثروتى برايش فراهم ساخت . بيمارى نقرس ، كه بعدها از آن مىنالد ، نشانهء زندگى مرفه اوست . ديوانش ، كه شامل سههزار تا دههزار بيت است ( در نسخههايى كه حداكثر ابيات را دارد مطمئنا مقدار معتنابهى از آثار ديگران وارد شده ) ، و در آن تقريبا سى نفر را مدح گفته توجه مورخان را نيز به خود جلب مىكند ، زيرا قطران نامهاى بسيارى از اعضاى سلسلههاى محلى آذربايجان و قفقاز را كه غالبا در بوتهء فراموشى ماندهاند در اشعار خود زنده نگاه داشته است . بهترين قصيدههايش متعلق به آخرين دوران زندگى اوست . ضمن اين قصايد به فضلون ، امير گنجه ، در ازاى دهشهاى بىشمارش ، كه حتى پس از گذشت چند صد سال مورد توجه جامى معروف ( وفات : 898 ه ) بود ، سپاس مىگذارد . شعر قطران به سبك شاعران خراسان است . به صنايع بديعى توجه دارد ، ولى تكلف را روا نمىدارد . وى حتى از نخستين كسانى است كه پس از فرخى در سرودن « قصيدهء مصنوع » طبعآزمايى كردهاند . هنگامى كه ناصرخسرو به سال 438 ه به آذربايجان سفر كرد ، قطران از وى معنى چند نكتهء مشكل از ديوانهاى منجيك و دقيقى را پرسيد كه به « پارسى » يعنى ، به عقيدهء شفر 19 ، به فارسى خوارزمى بوده و وى ، كه يك ايرانى از سرزمينهاى باخترى بود ، بنا به روايت ، بر خلاف ميهمان خراسانى خود ، از فهم آن عاجز بود . كسروى 20 بر آن است كه متن سفرنامه « 1 » در اينجا مغشوش است ، زيرا هرچند كه قطران به زبان ايرانى آذرى سخن مىگفت ؛ ولى ، چنانكه ديوانش حاكى است ، بر پارسى هم كاملا مسلط بوده . قصيدهء قطران در توصيف زمينلرزهء تبريز كه به سال 434 ه رخ داد يك شاهكار واقعى است . « 2 » وى اصولا در توصيف طبيعت زبردستى بسيار داشت . گويا يك مثنوى هم به نام قوسنامه تأليف كرده است . به اين قياس كه بعدها اشعارش - خواه به اشتباه و خواه به هر علت ديگر - توانستهاند جاى اشعار رودكى « 3 » را بگيرند ، حتما شاعرى بلندپايه بوده است و واقعا هم ، باوجود آنكه صناعات بديعى قطران قاعدتا مىبايست از سادگى و بىتكلفى
هامش
( 1 ) . - ص 271 .
( 2 ) . سه بيت اول قصيده اين است :بود محال مرا داشتن اميد محال * به عالمى كه نباشد هرگز بر يك حال
از آن زمان كه جهان بود حال زينسان بود * جهان بگردد ليكن نگرددش احوال
دگر شوى تو و ليكن همان بود شب و روز * دگر شوى تو و ليكن همان بود مه و سالتاريخ ادبيات دكتر صفا ، جلد دوم ، ص 424
( 3 ) . - ص 211 .