در آن نشانهاى از اعلام طريقت اسماعيليه و تعليمات باطنى آن وجود ندارد و سعى در اثبات حقانيت آن به عمل نيامده و توضيحاتى راجع به سازمان و اصطلاحات آن داده نشده ، بلكه ، در آن ، بيشتر عقايد و نظريات فيلسوفان يونانى همراه معتقدات مؤلف تشريح مىشود و گاهى نيز مؤلف ، ضمن اشاره به كتابهاى اصلى ، با نظريات محققان علوم طبيعى و فيلسوفان مادى و دهريون سدهء 9 - 10 به جدال مىپردازد . » سمنف به درستى دريافته كه اين تقريبا هيچ رابطهاى با تعليمات اسماعيلى ندارد . شدر 14 به جنبههاى تاريخى توجه بيشترى دارد و نظرش با آنچه بدان اشاره شد كمابيش متفاوت است . وى مىگويد : « ناصرخسرو در هردو رساله اصول عقايد باطنيه را به نحو اكمل بيان داشته ؛ بدين ترتيب ، خود را در عداد بانيان نهضت فكرى گرايشهاى روشنفكرى قرار مىدهد كه از سدهء 3 ه كوشا هستند كه احكام اسلام را با فلسفهء يونانى تلفيق كنند ، و چنانكه پيداست ، از عرفان مانوى به شدت ملهماند . زاد المسافرين چيزى جز ملخصى از رسائل اخوان الصفا نيست كه شامل تفسير باطنى ( تأويل ) وحى است . در اين كتاب ، حتى با يك هيئت تأليفى روشنتر و سير فكرى منظمترى روبهرو هستيم ناصرخسرو ابداع ، يعنى حدوث از نيستى ، را مىپذيرد و مخصوصا عقيدهء قدم هيولا را رد مىكند » 15 .
از كتابهاى بعدى ناصرخسرو منجمله جامع الحكمتين ( 462 ه ) است كه به فرمان امير بدخشان نگارش يافته . كوربن ، كه اين كتاب به كوشش او منتشر شده ، محتواى آن را ضمن يك عنوان ثانوى مشخص مىسازد : « كتاب جامع الحكمتين يا تلفيق بين فلسفهء يونان و علم كلام اسماعيلى » . امير سؤالاتى را كه در قصيدهاى از ابو الهيثم مطرح شده است با ناصرخسرو در ميان مىگذارد و وى ، طى يك نوع دايرة المعارف عامهپسند متضمن اطلاعات سودمند ، چنان كه در صدر قرون وسطا در بيزانس بسيار رايج بود و از آنجا به كشورهاى اسلامى 16 راه يافت ، اين سؤالات را مورد بحث و فحص قرار مىدهد . از آنجا كه امير خود از معتقدان مذهب اسماعيلى بود لزومى نداشت كه ناصرخسرو دربارهء احكام اين طريقت چندان موشكافى كند ، و ظاهرا ، همين نكته كتاب را از سانسور متعصبان مصون داشته است .
يكى از دو روشنايىنامه 17 ( دو كتاب به يك نام از مؤلف واحد از نوادر است ) در قالب مثنوى تأليف شده ، و درعينحال ، يكى از نخستين آثار اين استاد ( 444 ه ) و منظومهاى است آموزنده با مطالب اخلاقى كه هيئت و ماوراء الطبيعه را ، براساس فلسفهء ارسطو و مبتنى بر تعبيرات و تفسيرات ابن سينا و فارابى ، بيان داشته ضمنا پارهاى از دقايق تصوف را بر آن مىافزايد . اين كتاب ادبيات فارسى را به شدت متأثر ساخت .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: يان ريپكا
ص٢٧٢