ديوان مهم ناصرخسرو ، گويا ، در اصل ، شامل سىهزار بيت بوده و نسخهاى كه سيد نصر اللّه تقوى منتشر ساخته كمى بيش از يازدههزار بيت دارد كه ، به استثناى چند قطعه ، عموما قصيدههايى با مضامين فلسفى و حكمت الهى است . دور نيست كه تراوش فكرى ديگران نيز در اين ديوان راه يافته باشد ، زيرا هممسلكان ناصر ، براى بيان آثار خود ، از نام او استفاده مىكردند . تغزلات اين ديوان مربوط به دوران توقف شاعر در يمگان و عارى از موضوعات متداول در زمينهء كامجويى از زندگى است ، و درعينحال ، بر خلاف آنچه تاكنون تصور مىشد ، كاملا خالى از دقايق مديحهسرايى نيست ؛ فقط با اين تفاوت كه ، در اينجا ، ممدوحان بزرگان اسماعيليهاند ؛ و شكى نيست كه مدح آنان به اميد پاداشى بوده كه شاعر منزوى سخت نيازمند آن بوده است . طرز بيان مبهم اسماعيليان ، كه بهطور كلى از اختصاصات پيروان فرقههاى مذهبى بود ، و اشارات بىشمار به مسائل مذهبى و غير آن موانعى بزرگ بر سر راه كوششهايى است كه براى درك عميق و ارزشيابى اين ديوان به عمل مىآيد ، تا بدان حد كه فحص در آن هنوز در دوران صباوت است و از اين لحاظ سخت مايهء تأسف ؛ زيرا ، بالاخص اين ديوان حاوى نكاتى است كه شرح و تأويل آن درك افكار شاعر و معتقدات اسماعيلى وى را تسهيل مىكند . لكن ، اين استقصا مستلزم آشنايى كامل با ادبيات فاطمى و چاپ جديدى از ديوان است .
ناصرخسرو پديدهاى سرشار از جنبههاى ممتاز است . وى هنرمندى عادى ، از آنگونه كه نظايرش در كوچه و بازار فراواناند ، نيست ، بلكه شاعرى است با سبكى ساده و خاص خود ، مردى است كه ، مقدم بر هرچيز ، به انديشه قدر مىنهد و از همين روست كه در بحبوحهء قال و مقال طوطىصفت ديگران فوق العاده شايان توجه است . از آن گذشته ، سير و تطور افكارش نيز خود اهميتى بهسزا دارد . محمد قزوينى 18 وى را در رديف شش شاعر بزرگ ايران مىشمارد ( نظامى را كنار مىگذارد ) و فقط اشاره مىكند كه مذهب او را از انظار مستور داشته است .
مديحهسرايان ( قطران - آذربايجان )
ابو منصور قطران عضدى از مردم شادىآباد ، از توابع تبريز ( وفات پس از 465 ه در گنجه ) ، در دربارهاى تبريز و گنجه روزگار مىبرد ، و در عصر خود ، نامىترين مديحهسراى آذربايجان بود . ميراث پدر را در جوانى با اسراف و تبذير بهدر داد ، لكن عنايات مستدام اميران ، كه به