تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
من ، در اين‌جا ، وارد بحث دربارهء قالب اصل پهلوى داستان نمىشوم ، ولى مىخواهم به تحرير « بدون تصنع » فارسى درى آن اشاره كنم . تصور مىكنم از سخنان خود گرگانى بايد نتيجه گرفت كه اين داستان ، بر خلاف آنچه وى به‌شخصه عقيده داشته ، يك اثر ادبى منظوم منطبق با قواعد عروض است . اين اثر ظاهرا در وزن هجايى و با قافيه‌اى متناسب با آن سروده شده ؛ ولى ، به نظر گرگانى و معاصرانش كه با اصول و مبانى شعر پهلوى بيگانه بودند ، فاقد ارزش هنرى بوده ، مخصوصا كه وفور اصطلاحات كهنهء پهلوى فهم آن را دشوار مىساخته با اين همه ، اثر مزبور پيش از آن به فارسى درى نوشته شده بود ؛ ولى ، در يكى از مراحل اوليهء اين زبان ، يعنى هنگامى كه عروض پهلوى هنوز سلطهء كامل داشته است . چنانچه اين قراين همه درست باشد ، در آن صورت ، سال 950 م كه مينورسكى 15 براى تاريخ نگارش نسخهء فارسى درى آن تعيين كرده بسيار دير است . در آن عصر ، يعنى در مراحل اوليهء شعر فارسى درى ، يك داستان عشقى مفصل لاجرم حسن قبول مىيافت و اين احتمالى است كه با محبوبيت عام اين داستان كاملا سازگار است . « گرگانى ، بنابر قضاوتى كه درباره‌اش مىشود ، متدين ؛ وفادار نسبت به حاميان خود ؛ مفتون ميهن خويش ، خاصه خراسان و مرو ؛ متبحر در معانى و بيان ، و با وجود اين ، گاهى عاجز از استفادهء از آن در شعر است . چكامهء مفصل وى بىگمان نه سزاوار انتقاد شديد پيتسى و نه درخور تحسين‌هاى مبالغه‌آميز عوفى و يا ملاطفت خاص اته است كه در آن حقيقتى عميق و بىنظير نهفته مىيافت . لكن ، اشاره‌اى كه هميشه به اهميت اين چكامه از نظر فرهنگى شده كاملا به‌جاست » 16 . دهخدا به مطابقت معنوى دلايلى كه در نعت‌هاى مقدماتى يك داستان براى اثبات توحيد ذكر مىشود با انديشه‌هايى كه در خطبهء ابو على سينا آمده اشاره مىكند . اين شعر در همان بحر حماسى هزج است كه مسعودى مروزى در آزمايشى كه براى سرودن يك شاهنامه كرده و بعدها نظامى در خسرو شيرين ، آن را به كار برده‌اند . ويس و رامين ، در اواخر سدهء دوازده و اوايل سدهء سيزده ، به زبان گرجى برگردانده شده و مطمئنا داستان‌هاى گرجى را متأثر ساخته است .

ابو على سينا ، اهميت و نفوذ او

از بزرگ‌ترين شخصيت‌هاى عهد محمودى و فرهنگ ايرانى و به‌طور كلى اسلام دو دانشمند ، ابو على سينا و بيرونى ، هستند . « 1 » جامع العلوم بيرونى تقريبا منحصرا به علوم عربى پرداخته ، و
هامش
( 1 ) . - ص 219 و 251 .