عبارت است از دوازده رباعى و يك غزل به فارسى و يك قصيده راجع به روح عربى . لكن زند عقيدهء ديگرى دارد ) 20 ، بلكه باتوجه به تأثيرى است كه وى به واسطهء رسالههاى عرفانى خود ، هم از لحاظ معانى و هم از لحاظ مضامين ، بر سراسر عرفان ايرانى داشته است . در مورد اول ، برتلس 21 ، از يك سو ، متوجه تعبير ابو على سينا از نفس است كه تقريبا منطبق بر موازين توحيد است و طبق آن نفس در ذات با روح يكى و در صفات نزديك بدن است ( مولوى - جامى ) و ، از سوى ديگر ، متوجه عقيدهء به سير تكامل از مرتبهء جماد تا بشر و از بشر تا انسان كامل ( مولوى و پسرش سلطان ولد بيدل ) است . در مورد دوم ، ابن سينا داستانهاى صوفيانه را با افزودن يك موضوع ( از نوع كمدى الهى ) غنىتر ساخته و آن عبارت از سيروسلوك تحت هدايت رهبر و نيل به عالىترين مقصد است . اين موضوع در سرزمينهاى ايرانى سابقه داشته و ارتاك ويراژنامك فارسى ميانه پيشرو آن است و بعدا بهصورت چارچوبى به اشكال مختلف درمىآيد كه سير العباد الى المعاد سنايى و منطق الطير عطار و مصباح الارواح ابو حامد اوحد الدين كرمانى ( ؟ ) و بالاخره هفت وادى بهاء اللّه از آن جمله است . ولى ، اظهارات برتلس در اينجا هم ختم نمىشود ، چه هنوز از ابن سيناى فيلسوف ، كه ناصر خسرو اسماعيلىمذهب و بابا افضل الدين كاشانى ، انديشهگر خودساخته ، سخت از او متأثرند ، سخنى نرفته و بالاخره از ابو على سيناى اسماعيلىمذهب و رابطهاش با خيام نيز بايد ذكرى به ميان آيد ؛ ولى ، البته ، در اينجا ، تفاوتى كه ميان يك دربارى و يك درماندهء مأيوس وجود دارد و احيانا فاصلهء زمانى ميان دو نسل ، در نظرى كه آندو راجع به يك موضوع واحد دارند ، بىتأثير نتواند بود .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: يان ريپكا
ص٢٦١