محملى ندارد « 1 » ، به دليل اينكه منوچهرى فقط در سنين پيشرفتهء عمر به غزنين آمد و نادرستى اين موضوع از تفاوت سبك آندو نيز آشكار است : منوچهرى به صنايع بديعى رغبتى ندارد و صرفا متوجه تشبيهات و استعارات است . شعرش بسيار نشاطانگيز است و بالاخص مسمطهايش ، كه خود مبتكر آنها بوده ، مطلوب همگان است . از معما نيز به نيكوترين وجهى براى مديحهسرايى استفاده مىكند .
امروز ، ديوانش مشتمل بر تقريبا سههزار بيت است و نخستين و تنها ديوان از مديحهسرايان كهن غزنه است كه به وسيلهء يك خاورشناس اروپايى ( بيبرشتاين كازيميرسكى ، 1886 ) دقيقا بررسى شده و به چاپ رسيده است .
منظومهء داستانى ( عيوقى و فخر الدين اسعد گرگانى )
تا اين اواخر ، ويس و رامين را كهنترين داستان عشقى موجود مىدانستند ؛ ولى ، پس از آنكه پروفسور آتش 9 الف ( اسلامبول ) را بخت يار شد و به كشف داستان ورقه و گلشاه عيوقى ، شاعرى از دورهء سلطان محمود غزنوى ، نايل آمد ، ويس و رامين مقام اولويت خود را از دست داد . اين داستان در بحر متقارب سروده شده و اين خود دليل بر آن است كه اين بحر فقط به حماسهء قهرمانى اختصاص نداشته « 2 » ، بلكه از ديرباز ، براى منظومههاى داستانى و ديگر انواع حماسه و يا اشعار طويل به كار مىرفته . قابل توجه بسيار آنكه ، جاىبهجاى ، ابيات عاشقانهاى بهصورت غزل ( در همان بحر ) در يكنواختى اين مثنوىها تنوعى ايجاد مىكند « 3 » .
موضوع داستان واقعهء نسبتا سادهاى است : يك خواهر و برادر در سنين كودكى به يكديگر دل مىبازند . اين عشق منفور و ناهنجار را مرگ برهم مىزند و اين روىداد درست مصادف با ظهور محمد ( ص ) است . پيامبر آنان را دوباره زنده مىكند و در زندگى جديد به همهء آرزوهاى خود مىرسند . اصل اين داستان ، كه عمدتا ستايشى از عشق و وفادارى است ، به زبان عربى است و نظايرى در ادبيات سدهء دوازده اسپانيا و فرانسه دارد ( فلواروبلانش فلور ) « 4 » ؛ ولى ، در آن
هامش
( 1 ) .تو همىتابى و من بر تو همىخوانم به مهر * بر شبى تا روز ديوان ابو القاسم حسن
اوستاد اوستادان زمانه عنصرى * عنصرش بىعيب و دل بىغش و دينش بىفتنتاريخ ادبيات ، دكتر صفا ، تهران ، 1338 ، ج اول ، ص 559 .
( 2 ) . - ص 211 .
( 3 ) . - ص 164 .
( 4 ) .Foire et Blancheflor، داستان منظومى به فرانسه ، شامل سههزار مصرع ، از يك نويسندهء ناشناس كه بين 1160 و -