قهرمانها قرار گرفته : پادشاه سالخورده ، موبد منيكان ، در مرو ؛ برادر جوانش رامين كه ، در جوانى ، با همسر جوان موبد ، يعنى ويس ، باهم بزرگ شدهاند . پيرمرد قربانى نگونبخت و مسخرهاى در دست اين دو دلباخته است كه از دسيسه و تزوير برضد او نمىآسايند و هردم نيرنگ تازهاى مىانديشند ، تا اينكه مرگ اتفاقى پادشاه درهاى شادكامى را بر آندو مىگشايد . علىرغم كريستنسن ، كه اين افسانه را فقط زاييدهء تخيلات مىدانست ، مينورسكى 12 ، از روى بازتابهاى فراوانى كه از روزگار پارتها در آن وجود دارد ، به اين نتيجه رسيد كه داستان ويس و رامين ، از نظر زمينهء جغرافيايى آن ، متعلق به دورهء اشكانيان است . به نظر او ، محتمل هست كه اين داستان ماجراى يك از اعقاب گودرز باشد ؛ ولى ، بلاواسطه ، با شاخهء اصلى شجرهء نسب اشكانى مربوط نيست . منيكان ، كه كلمهء بيان نسب موبد پادشاه مرو است ، حاكى از اين است كه او از نژاد بيژن گودرزى و همسرش منيژه است . ويس از دودمان قارن ، يكى از هفت خاندان بزرگ « ماه » ( - مادى ) در دورهء اشكانيان است .
تصريحات بيشترى دربارهء هويت اشخاص كه مقرون به حقيقت باشد ميسر نيست زيرا مأخذ پهلوى گرگانى همان راه معمولى داستان را در پيش گرفته ، بدين ترتيب كه تسلسل روىدادها و مناسبات شخصى پهلوانان را تغيير داده است . چنانچه اصل اين داستان مربوط به روزگار و اوضاع زمان پارتها باشد ، در آن صورت ، مىتوان به آسانى دريافت كه گرگانى نيز بعضى نكات مربوط به زندگى اجتماعى و حيات احساسى آن عصر را ، كه از اين لحاظ در پردهاى ضخيم از ابهام پوشيده شده ، حفظ كرده است . در مقابل اين نظريهء مينورسكى مىخواهم به مقالهاى اشاره كنم كه موله مشغول تهيهء آن است 13 و در آن با قاطعيت اشاره مىكند كه اشارات تاريخى ارتباطى به دوران گودرز ، پدر گيو ، نداشته ، بلكه مربوط به دوران طغرل بيگ سلجوقى است كه شاعر ، بلاواسطه ، معاصر وى بوده و او را در مقدمهء اين داستان ستوده است .
در مأخذ پهلوى و ترجمهء فارسى آن ، بعضى نكات مبهم نهفته است كه منشأ احتمالات گوناگونى است . باوجود اين ، در اينكه يك اصل پهلوى وجود داشته ترديدى روا نيست ؛ خاصه كه گرگانى اشارهء معينى را كه مربوط به تقويم است حفظ كرده كه به موجب آن مىتوان تاريخ نگارش داستان اوليه را سدهء پنجم ميلادى ( اواسط شاهنشاهى ساسانيان ) دانست 14 .
هامش
- افسانههاى هندى دانسته است » . ويس و رامين ، به اهتمام محمد جعفر محجوب ، چاپ بنگاه انديشه ، دىماه 1337 ، ص 2 - 391 . و نيز - تريستان و ايزوت نوشتهء ژزف بديد ، ترجمهء دكتر پرويز ناتل خانلرى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1334 شمسى .