تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
ادبيات مفقود شده است و ترجمهء تركى لامعى ( وفات : 8 - 937 ه ) از داستان وامق و عذرا هم نمىتواند آن را جبران كند . از بقية البقاياى به دست مانده درمىيابيم كه اين داستان نيز مانند خنگ بت و سرخ بت ( نام‌هاى يك زوج عاشق ) - كه چنان‌كه بهار به استناد كهن‌ترين اسكندرنامهء منثور فارسى نقل مىكند 3 داستانى بىحلاوت بوده - در بحر متقارب سروده شده كه ، به اين قياس ، نه در دورهء غزنوى و نه پيش از آن ، تنها به حماسهء رزمى اختصاص نداشته 4 . وامق و عذرا يك داستان كهنه به شعر دوازده هجايى « 1 » است كه قبلا سهل بن هارون ( 215 ه ) به نثر عربى ، و مهم‌تر از وى ، بيرونى ( تولد 362 ه وفات : 443 ه ) ، دانشمند معروف و معاصر عنصرى ، و هم‌چنين كمى ديرتر ( اواسط سدهء 5 ه ) فصيحى گرگانى - باز هم در بحر متقارب - از آن آثارى پرداخته بودند . مآخذ بلاواسطهء هيچ‌يك از اين آثار و هم‌چنين رابطهء اثر با مأخذ براى ما روشن نيست ، ولى ، تربيت ( 1931 ) ، چايكين ( 1935 ) و مجددا ريتر ( 1948 ) 5 ، به استناد اسامى يونانى مناطق و اشخاص ، به خوبى ثابت كرده‌اند كه اصل اين داستان يونانى است . از سوى ديگر ، از يك مثنوى در بحر خفيف ، احتمالا از شاد بهروعين الحيات ( باز هم نام‌هاى يك زوج عاشق ) و يا يك مثنوى ديگر كه به كلى مفقود الاثر است ابياتى به دست مانده . از همهء اين بقايا دست‌كم چنين مىتوان نتيجه گفت كه حماسه‌هاى داستانى عنصرى ، از لحاظ معانى و شيوه‌هاى بيان ، در مسير كهن سنت ايرانى گام برمىدارد ، بر خلاف غزلياتش كه سراسر زير سلطهء گرايش‌هاى روزافزون تازىمآب خاص نظم دربارى و ، به علاوه ، ناقل انديشه‌هاى شاعران تازى است . از اين‌رو ، اين كيفيت نه تنها نشانهء ادامه ، بلكه دليل تشديد دوگانگى شخصيت ادبى است ، چنان‌كه در مورد فردوسى هم مشهود است . اين معنى ، به‌طور يكسان ، هم دربارهء صورت و معنى و هم در مورد ايدئولوژى ، صادق است . قصيدهء عنصرى ، بر خلاف رودكى ، موسيقى و ارزش‌هاى احساسى را به كنار مىگذارد و كمبود تأثير ساده و بىواسطه را ، از يك سو ، با چيره‌دستى در بيان ، و از سوى ديگر ، با ابراز عايد سياسى جبران مىكند 6 و اهميت عنصرى از لحاظ تحولات بعدى نيز در همين است . رمانتيك شدن داستان‌هاى وى نشانهء آن است كه در همان هنگام شهسوارى ايران در حال افول بود 7 . همان رابطهء فئودالى كه عنصرى را با سلطان محمود مربوط مىساخت بين ملك الشعرا و ديگر شاعران نيز برقرار بود كه تا حدودى به منزلهء موكب او بودند ، وابسته به او بودند و ناگزير مىبايستى براى او عود مجاملت بسوزند . از مكتب عنصرى ابو نظر عبد العزيز بن منصور
هامش
( 1 ) . - ص 194 .