نظام فئودالى خواستار انتصاب يك ملك الشعراست و روابط ميان استادان اين حرفه و شاگردان آنان را ، برطبق موازين صنفى قرون وسطايى ، تعيين مىكند .
شخصيت اصلى دربار ، در اينجا ، ابو القاسم حسن عنصرى ( تولد در آغاز نيمهء دوم سدهء 4 ه ، وفات 431 ه ) است . وى ، بنا به روايت ، از خانوادهء بازرگانى در بلخ برخاسته و قرار بر آن بوده كه او نيز سوداگرى پيشه كند ؛ ولى ، طى يك سفر ، مورد دستبرد راهزنان قرار مىگيرد و چنان تاراجش مىكنند كه هيچ برايش بهجاى نمىماند . پس از اين ماجرا ، كه بىگمان افسانهء پيشپاافتادهاى بيش نيست ، به تحصيل دانش پرداخته ( اين روايت نمونهاى كامل از تصورى است كه از هنر شاعرى فئودالى به عنوان يك حرفه در اذهان بوده ، چنانكه فردوسى هم جز اين تصورى از آن نداشته ) موفق به جلب عنايت امير نصر ، يكى از برادران كهتر سلطان ، شد و به وسيلهء او به سلطان محمود تقرب جست . زبردستى شاعر ، مخصوصا در سرودن مدايح ، موافق طبع خودپسند سلطان و منظورهاى تبليغاتى او آمد ، در نتيجه ، منصب ملك الشعرايى يافت و در رأس صنف چهارصد نفرى شاعران دربارى قرار گرفت . صنايع بديعى قصايد وى تا آن زمان بىسابقه بود ؛ درعينحال ، چنان مهارتى در آنها به كار رفته كه كوچكترين خدشهاى به معانى وارد نمىآيد ، و از اينرو ، در آن زمان و در دوران پس از آن ، هم از لحاظ مقدمههاى تغزلى و هم از لحاظ ستايش پيروزىها ، نمونهء كامل هنر شاعرى بهشمار بود . بدين مناسبت ، وى را نيز چون « شاگردش » فرخى همطراز شاعر معروف متنبى ( وفات : 354 ) مىدانند . علو مقام وى در دربار ، نه تنها منشأ شهرت و قدرت شاعر بود ( وى همواره در التزام ولىنعمت خود بود ) ، بلكه ثروت سرشارى هم براى او بهبار آورد . « 1 »
از ديوان غزلياتش ، كه بنا به مشهور در ابتدا شامل سىهزار بيت بوده ، فقط در حدود 2500 بيت بهجاى مانده كه متضمن مدايحى از بازپسين دوران زندگى اوست . ابداعات رمانتيك وى ، كه فقط از روى شواهد پراكندهاى در فرهنگها و تذكرهها ( كه تعداد آن با احتساب چند ده بيت غنايى تقريبا به دويست مىرسد ) تصورى از آن داريم ، مطلقا به پاى قصيدههايش نمىرسد . در نتيجهء از دست رفتن داستانهاى وى ، كه تحت عنوان خزانهء يمين الدوله ( مقصود محمود است ) جمعآورى شده بود ، حلقهء مهمى از سلسلهء تكامل تاريخ
هامش
( 1 ) . ابيات زير از خاقانى گواهى بر اين معنى است :به تعريض گفتى كه خاقانيا * چه خوش داشت نظم روان عنصرى
شنيدم كه از نقره زد ديگدان * ز زر ساخت آلات خوان عنصرىديوان خاقانى شيروانى ، به كوشش دكتر ضياء الدين سجادى ، كتابفروشى زوار ، تهران ، ص 926 .