تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
ادب داشته است 2 . همين افسانه خود گواهى بر اين معنى است كه وى در ارزش‌يابى تأثير تبليغات راه اشتباه نپيموده است . براى بالا بردن شكوه دربار خود ، كليهء كتاب‌خانه‌هايى را كه به تاراج آورده بود در غزنه متمركز ساخت و از هيچ اقدامى براى جلب اجلهء علماى معاصر اسلامى ، چون بو على سينا ( تولّد 370 ه / 980 م در بخارا ، وفات : 428 ه / 1037 م ) و ابو ريحان بيرونى ( تولد 362 ه / 973 م در خوارزم وفات : 443 ه / 1051 م ) از خوارزم ( كه در همان اوان مسخر ساخته بود ) به غزنه ، دريغ نورزيد . ابو على سيناى اسماعيلىمذهب توانست از معركه به در رود ؛ ولى ، بيرونى ، بر خلاف او ، به اين فرمان گردن نهاد ، لكن چيزى نمانده بود كه سر بر سر آن گذارد ، زيرا به پيروى از قرمطىها متهم گشت . فقط در سايهء نام بلندى كه داشت و به سبب امكان استفاده از دانش بىكران او در راه اعتلاى دولت بود كه بخشودگى يافت و سرانجام در دربار غزنه به مكانتى به‌سزا رسيد . محمود منصب ملك الشعرايى را ايجاد كرد و نخستين كسى كه بدان منصوب شد عنصرى بود . شكى نيست كه با پيدا آمدن اين منصب هنر شاعرى ، تا حدى ، تحت نظارت قرار گرفت و نيز بديهى است كه ، در اين شرايط و احوال ، مقدم بر هرچيز ، ناگزير ، مديحه‌سرايى رونق مىگرفت و حقيقت هم اين است كه شاعران و دانشمندان چنان هاله‌اى شاهانه پيرامون محمود نقش كردند كه وى را ، در سراسر دوران‌هاى بعدى ، چون قهرمانى يكه‌تاز در عرصهء فرهنگ ايران جلوه‌گر ساخت . و اين بر اثر وسعت‌نظر وى در امور تبليغاتى بود كه مقرون با موفقيت تام هم گشته بود .

مداحان محمود و جانشينان او ( عنصرى و شاعران نزديك به او : عسجدى ، فرخى ، منوچهرى )

حماسهء رزمى ، در شاهنامه ، كه تنها محصول واقعى عهد سامانيان است ، به اوج خود مىرسد ؛ ولى ، به واسطهء صحنه‌هاى عاشقانه‌اى كه در آن آمده ، كمى رنگ رمانتيك به خود مىگيرد . شاعران دربار سلطان محمود و سلسلهء او از آن هم گام فراتر مىنهند . دامنهء حماسهء رمانتيك ، كه جلوه‌اى از اقتدار شهرى است ، بر خلاف آثار شاعران پيرو فردوسى ، وسعت مىيابد . چون غاصبان ترك سخت نيازمند وجههء ملى هستند قصيده ، كه در مدح آنان سروده مىشود ، شكفتن مىگيرد و هم‌اكنون استعاره و مجاز فراوان در آن راه مىيابد . غزل از قصيده جدا شده استقلال يافته است و رواج روزافزون آن موافق طبع تصوف ، يعنى نهضتى است كه برضد طبقهء اعيان است كه پيوسته قدرت بيش‌ترى كسب مىكنند ، درحالىكه ، حماسه ، از هرنوع كه باشد ، برون از دايرهء لغات فارسى گام نمىنهد . در غزل ، تصنعات تازىمآب روزافزون است .