تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

5 دورهء غزنويان

يمين الدوله ، سلطان محمود غزنوى

دولت سامانيان ، با وجود ظواهر درخشان ، در باطن ، دستخوش نفاق و مبارزات بود 1 و ، از همين‌رو ، قربانى آزمندى سلطان محمود و ايلگ خان گشت . سلطان محمود نيز متكى به گروه مسلحى از غلامان مركب از قبايل گوناگون و هم‌چنين به داوطلبان ( غازى يا متطوع ) بود ، و بر خلاف سامانيان كه سيات صلح‌جويانه‌اى را تعقيب مىكردند ، سپاه خود را با لشكركشىهاى پىدرپى به هندوستان مشغول مىداشت و هدفش از آن ، مقدم بر الحاق اين سرزمين‌ها به كشور خود و يا ترويج صادقانهء اسلام ، يغماگرى بود . از غنايمى كه به دست مىآمد خود و سپاه و دربارش بهره‌ور مىشدند و چنانچه بخشى از آن را براى تزيين پايتخت خود صرف مىكرد ، احيانا پيشه‌وران شهرى را نيز از آن نمد كلاهى نصيب مىشد . بدين وسيله ، طبقات حاكمه و هم‌چنين سپاهيان و من‌جمله غازيان را ارضا مىكرد كه چون پيوسته در تك‌وتاب بودند فرصتى براى دسيسه‌كارى و تدارك شورش نمىيافتند . فرزانگى سلطان در زمينهء سياست به همين‌جا ختم بود . درحالىكه بار سنگين هزينهء لشكركشىها ، كه همه ساله تكرار مىشد ، بر دوش طبقهء برزگران بود ، دهقانان ايرانى ، با برنامه‌اى معين ، از صف سپاهيان و از مناصب كشورى اخراج مىشدند و جاى خود را به طبقهء تازهء « نجبا » ى ترك مىدادند كه ، در درجهء اول ، از ميان لشكريان انتخاب مىشدند . در نتيجه ، حقد و كينه بيش از پيش آشكار مىگشت ؛