نيز كه كهنترين حماسههاست همين رويه به كار رفته ؛ درحالىكه ، در حماسههاى متأخر ، جنبههاى دينى قوت مىگيرد . مجاهدان دينى جانشين پهلوانان مىشوند تا اينكه در جهانگيرنامه كه سخت تازىمآب است ، اسلام رنگ تعصب به خود مىگيرد . آخرين سالك اين طريق خاوراننامه 67 است كه در آن - چون پيروزى تشيع صفوى در پيش بود - سنت حماسى دستخوش تشيع مىگردد و امام على ( ع ) جانشين پهلوان اصلى مىشود . گرشاسپنامه و كوشنامه به پارهاى كيفيات خاص ممتاز است كه در اولى گرايش شديد به اندرز ( و از اين روست كه معمولا اسدى را حكيم مىخوانند ) و در ديگرى اين معنى است كه ، در آن ، نبرد عنصر اصلى نبوده ، محرك اصلى واقعهء داستان اعتقاد به وراثت قانونى است . اهميت حماسههاى شهسوارى در اين بود كه اينها زبان حال عصرى بودند كه شهسوارى در حال افول قطعى بود . پژوهش دربارهء اساطير و استقصاى بيشتر در افسانههاى ايرانى دورنماى اميدبخشى در پيش دارد . بر نظريات گذشته ، مبنى بر اينكه همهء اينها خيالبافىهاى پوچى بيش نيست ، نمىتوان تا اين حد صحه گذارد . كافى است كه به گرشاسپنامه اشاره شود كه ميان آن و ساير حماسهها از اين لحاظ اختلافى اساسى موجود نيست . در پايان ، لازم مىدانم فقط اشاره كنم كه بعضى از اين حماسههاى ثانوى تا حدى جنبهء ادبيات عاميانه دارد .
با اطلاعاتى كه فعلا داريم و تا سندى به دست نيامده كه طبق آن بتوان شهريارنامه را به فرخى « 1 » نسبت داد ، نزديكترين شاعر به زمان تأليف شاهنامه ابو منصور على بن احمد اسدى ( متولد تقريبا اوايل دههء دوم سدهء يازده در طوس ) است كه زندگى و اهميت او را چايكين 68 با روش علمى روشن ساخته است . اين نظر را كه دو اسدى وجود داشتهاند كه پدر و پسر بودهاند بديع الزمان بشرويهاى « 2 » 69 ساختگى و مردود مىداند . مؤلف حماسهء پهلوانى گرشاسپنامه ( نه هزار بيت ) و قديمترين فرهنگ فارسى به دست مانده ( كتاب لغت فرس ) را نمىتوان غير از سرايندهء چند قصيدهء مناظره ( مناظرات ) دانست - كه در نوع خود كهنترين شواهد در شعر فارسى است - و اين همان نظريهاى است كه امروزه قبول عامه دارد . حماسهء گرشاسپنامه را اسدى در سالهاى 8 - 456 ه به نام ابودلف ، اميرى در نخجوان ، در ماوراى قفقاز ، پرداخته است و معلوم نيست كه وى چه مدت ، در آنجا ، دور از زادگاه خود ، طوس ، به سر برده است .
پس از سال 1072 م ، از محل اقامتش ، كه معلوم نيست كجا بوده ، بهطور موقت به آنى « 3 » رفت و
هامش
( 1 ) . - « دورهء غزنويان ، مداحان محمود و جانشينان او » ، ص 218 .
( 2 ) . مقصود شادروان فروزانفر است .
( 3 ) . از پايتختهاى قديم ارمنستان .