همچنانكه دستهاى از شاعران باستانى يونان « 1 » به دور هومر گرد آمدند ، پيرامون شاهنامه نيز ، از ديرباز تا به امروز ، انبوهى از حماسههاى گوناگون پديد آمده است . اين حماسهها ، برحسب مضامين خود ، به دو دسته تقسيم مىشود : حماسههاى ثانوى ( رمانهاى پرماجراى شهسوارى ) و حماسههاى تاريخى كه ، هردو ، از نظر صورى ، زير سلطهء وزن شعر ، و از آن هم بيشتر ، شيوهء بيان شاهنامه قرار دارد . حماسههاى تاريخى غالبا از لحاظ تاريخ وقوع روىدادها پر از اشتباهات فاحش است ( مثلا صبا در اوايل سدهء نوزده ) ، لكن همهء اين حماسهها ، اعم از اينكه شهسوارى ، تاريخى يا دينى باشد ، مورد توجه ذبيح اللّه صفا 62 قرار دارد . ماريان موله ، كه من در اينجا با سپاسگزارى مقدم بر همه به گفتههاى او تأسى مىجويم ، درست دريافته كه ديگر نمىتوان به نظريات و داورىهاى قديمى كفايت كرد و به ادامهدهندگان روش فردوسى ، كه حلقهء بزرگى در سلسلهء روىدادهاى ادبى به شمار مىروند ، و به همين دليل هم پديدههايى اتفاقى نيستند به ديدهء تحقير نگريست و توجه كافى بدان مبذول نداشت . يك دسته از حماسههاى ثانوى ( كه از برشمردن همهء آنها خوددارى مىكنم ) در سدهء 6 - 5 ه شكفتن گرفت . كهنترين آنها منجمله گرشاسپنامه ، برزونامه ، بهمننامه و كوشنامه است و همگى اواخر سدهء 5 ه نگارش يافته است . ظاهرا فرامرزنامه نيز تقريبا از همين زمان است .
جهانگيرنامه ( به گفتهء صفا ، تأليف قاسم مادح ، از مردم هرات ) 63 ، كه جنبهء دينى آن بسيار قوى است ، در مدت زمان بين جنگهاى صليبى و تركتازى مغولان نگارش يافته و سامنامه از دوران تيموريان است . بعضى از قسمتهاى اين كتاب سرقات ادبى بىشرمانهاى از هما و همايون خواجو است « 2 » و ، به عقيدهء صفا ، اين كتاب اصولا اثرى از خود خواجو است ( ؟ ) . وانگهى ، اين اثر هرچند كه در بحر متقارب است بيشتر يك رمان دربارى است تا يك حماسه 64 . البته ، تنها سامنامه نيست كه از آن تحريرهاى متفاوتى در دست است ؛ بلكه ، عمدهء حماسههايى كه در اينجا از آنها سخن به ميان است چنين است . مفصلترين آنها برزونامه از سدهء 6 - 5 ه و مشتمل بر 65000 بيت است . مختصات عمومى اين حماسهها بدين شرح است : هدف حماسههاى
هامش
( 1 ) . گروهى از شاعران حماسهسراى يونان باستان ، كمى پس از هومر ، مضامين افسانههاى اساطيرى و قهرمانى او را به نظم آوردند . اين حماسهها را بعدا بههم پيوسته از آن يك « مجموعهء حماسى »( epischer Kyklos )ساختند . راپسودها ( - پانويس ص 197 ) اين اشعار را همراه با حماسههاى هومر ( و غالبا همه را به نام او ) مىخواندند . اين شاعران را بدين مناسبتKyklikerياZyklikerمىنامند و مؤلف باز ، به شيوهء معهود ، شاعران ايرانى مورد بحث را به اينها تشبيه كرده است . نقل به تلخيصSachworterbuch der Literatur.
( 2 ) . - « مغولان ، مديحهسرايان دربارهاى كوچك » .