تقريبا ، در اواخر دههء هشتم سدهء يازده و به گفتهء رضا قلى خان به سال 465 ه 69 الف ، درگذشت .
اسدى ، به جهات مختلف ، توجه ما را به خود جلب مىكند : از آنجا كه وى ، در فرهنگ خود ، مقدار معتنابهى از آثار شاعران معاصر خويش را كه ديوانهايشان در دورهء او متداول بوده نقل مىكند امكانى براى استقصا در بدايت ادبيات فارسى درى در دسترس مورخان ادبى مىگذارد كه تاكنون در نوع خود متفرد است ، و به وسيلهء آن ، مىتوان بررسىهايى عميقتر از آنچه به كمك قديمترين تذكرهها ميسر است به عمل آورد . هنر خطاطى وى با استنساخ يكى از آثار كهن و باارزش فارسى درى آغاز مىشود « 1 » . اسدى مناظره را وارد نظم فارسى درى كرد و ، در نتيجه ، يكى از انواع قديمى و بومى شعر احيا شد ، و بالاخره ، خدمت ديگر گرشاسپنامه ، كه حائز اهميت كمترى نيست ، اين است كه ، گذشته از آنكه در نگارش حماسههاى ثانوى فتح باب مىكند ، در همان جهت حماسهء رزمى پيش مىرود و آخرين رهرو مسيرى است كه دقيقى و فردوسى و متقدمين آنان در آن گام نهاده بودند ، و به اين واسطه ، وجوه اشتراك بسيارى با فردوسى دارد - قصهء پوچ خويشاوندى اسدى آفرينندهء بزرگ شاهنامه مبنايى جز اين شباهت ادبى آثار آنها ندارد - ، با اين همه اسدى بنفسه نيز داراى اختصاصاتى است . مآخذ گرشاسپنامهء اسدى منقولات شفاهى سيستان است ؛ ولى ، علاوهبر آن ، از كتاب گرشاسپ ابو المؤيد بلخى « 2 » 70 نيز سود مىجويد . مىتوان به تحقيق ثابت كرد كه اسدى هم ، عينا ، مانند فردوسى ، در برابر مأخذ خود امانت را حفظ كرده عنان به دست تخيلات نسپرده است . چنان كه خود وى در مقدمه مىگويد ، همت بر آن مقصور داشته كه بخشهايى را كه سرايندهء بزرگ طوس دانسته و به عمد بدان نپرداخته تكميل و قسمتى از ساگاهاى « 3 » ايرانى را ، كه در معرض خطر از دست رفتن بوده ، حفظ كند . هرچند كه روىهمرفته همان روش شاهنامه را در پيش گرفته شيوهء بيان و نگارشش را به هيچوجه ياراى برابرى با عظمت و سادگى سرمشقى كه در پيش داشته نيست ؛ زيرا ، از يك سو ، عمدا لغاتى را به كار مىبرد كه حتى براى فردوسى هم كهنه بوده ، و از سوى ديگر ، زياد به مباحث علمى مىپردازد . بحث در مسائل علمى و دينى - تا بدان حد كه اسدى را بدين مناسبت اسد الحكما لقب دادهاند - گرمى احساسات را خنثى مىكند . هدفهاى اين دو نيز كاملا با يكديگر متفاوت است : فردوسى صحنههايى را مجسم مىسازد كه از لحاظ عظمت در ادبيات جهان بىنظير است ، و حال آنكه ، اسدى فقط به رفع
هامش
( 1 ) . - ص 218 و بعد .
( 2 ) . - ص 218 .
( 3 ) . - پانويس ص 222 .