نقيصهاى مىپردازد كه ، در حقيقت ، فقط به زعم او وجود دارد . چنانكه آشكار است ، فردوسى فقط به اين جهت گرشاسپنامه را در اثر خود جاى نداده كه نمىخواسته از رستم دو پيكر بسازد و در اين نظر كاملا محق بوده . چنانكه ماركوارت و هرتسفلد هم پى برده بودند ، رستم و گرشاسپ شخصيت واحدى هستند ( ولى ، رستم مرحلهء جديدترى از تكامل افسانهء گرشاسپ را نشان مىدهد . دقيقتر از آن نظر موله 71 است كه مىگويد رستم هيئت جديدترى از روايت سنتى زرتشتى اين افسانه است ) .
تحت نفوذ شاهنامه ، حماسههاى نيمه تاريخى نيز بهوجود آمده است . اسكندرنامهها و حماسههاى گوناگونى را كه دربارهء اهل بيت پيامبر ( ص ) نگارش يافته و متمايل به تشيع است و گاهى در رديف ادبيات عاميانه قرار مىگيرد جزء اين دسته مىشماريم . نظر ماسه 72 در اين مورد شايان توجه دقيق است كه مىگويد گفتوشنودهاى فلسفى برهمنان ( در اين مورد « زاهدان » مرادند ) منتهى به ابداع داستانهاى عارفانه و اندرزى در سدهء 6 ه مىگردد « 1 » . گواهى بر اين معنى اينكه يكسوم گرشاسپنامه مشتمل بر اندرز است . تقريبا ، كليهء آثارى كه واقعا حماسهء تاريخى به شمار است فاقد ارزش ادبى است . پادشاهان ايران و همچنين « توران » عموما شايق بودند كه نامشان در يك شاهنامه ، پادشاهنامه ، شاهنشاهنامه و كتابهايى از اين قبيل جاويدان گردد 73 و حتى ، در دورانهاى اخير نيز ، تغييرى در اين كيفيت حاصل نشده است . شاعران ، كه همواره در پى منافع مادى بودند ، در ستايش و تحسين تا آخرين حد امكان غلو مىكردند . از اينروست كه براى اين انبوه حماسهها حتى از نظر تاريخى نيز نمىتوان ارزش زيادى قائل بود ، تا چه رسد به اينكه آنها را از لحاظ تقليد لفظى و يا حتى مطالب و موضوعات شاهنامه محل اعتنا دانست . ولى ، البته ، استثناهايى هم وجود دارد : مثلا ظفرنامهء حمد اللّه قزوينى ، مشتمل بر 75000 بيت ، كه دنبالهء باارزش شاهنامه تا سال 735 ه ، يعنى تا تاريخ نگارش كتاب و نتيجهء پنجاه سال كار است ؛ نوبخت تاريخ را ، از زمان استيلاى تازيان تا به روزگاران ما ، مىنگارد . وى ، با طرد كامل كليهء واژههاى تازى ، زبان حماسه را ايرانى و مبين احساسات شديد ملى خود ساخته است .
با اين همه كه گذشت ، از اهميت و تأثير شاهنامه يك از هزار نگفتهايم . آنچه بايد هنوز بدان اشاره شود تلخيصهاى منظوم و منثور و ترجمههاى بىشمار ( ترجمهء عربى بندارى در اوايل سدهء 7 ه / 13 م از لحاظ متن انتقادى مهم است ) و اقتباسهاى شاهنامه فردوسى و انعكاس آنها
هامش
( 1 ) . نيز - « تصوف ، شاعران رباعىسرا و عارفان بزرگ » .