تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
جنگ‌هاى تن‌به‌تن درمىآيد . نقطهء مقابل كارزارها جشن‌ها و سرورها ، و مقدم بر همه ، ضيافت‌ها و نوشخوارىهاست كه ، غالبا ، چنان‌كه درخور پهلوانان است ، از حد اعتدال خارج مىشود . هنگام صلح ، دلاورى و چالاكى در صحنه‌هاى شكار به منصهء ظهور مىرسد . از نظرگاه نمايشى ، واقعهء دل‌خراش رستم و سهراب ، كه موضوع آن نبرد پدر و پسر است ، مقام اول را حائز مىشود . توصيف معاشقات نسبتا كم است ، مگر در مواردى كه شدت آن ، هم از لحاظ احساسات و هم از جهات ديگر ، به حد اعلا رسيده باشد ؛ زيرا زن ، نه از لحاظ نيروهاى مغزى و نه از لحاظ دلاورى ، واماندهء مرد نيست . پاك‌دامنى تعرض‌ناپذير زنان ، نمونه است . صحنه‌هاى عاشقانه و تغزلاتى كه در حماسهء پهلوانى فردوسى گنجانده شده به آن جنبهء رمانتيك مىبخشد ( بقية البقاياى چند شعر غنايى مستقل منسوب به فردوسى نيز به‌جاى مانده ، ولى اصالت آن ، خواه‌ناخواه ، مورد ترديد قرار مىگيرد ) 55 . بديهى است كه ارزش هنرى ابيات ، از لحاظ ايجاد محيط معنوى متناسب با موضوع ، در همه‌جا يكسان نيست و جز اين هم نمىتوانست باشد ؛ زيرا ، در اين درياى بىكران شعر ، تسلط و تبحر در همهء زمينه‌هاى ادبى مستلزم نيرويى ما فوق انسانى مىبود . با اين همه ، حقيقتى مسلم است كه در پهنهء گيتى هيچ ملت ديگرى داراى يك چنين حماسهء باعظمتى نيست كه مشتمل بر تمام سنت‌هاى تاريخى وى ، از دوران تاريك اساطيرى تا اواسط سدهء هفتم ، باشد . آنچه راجع به اوضاع و احوال گفته مىشود و توصيفاتى كه به عمل مىآيد ، از لحاظ زمان ، با دوره‌هاى مورد بحث مطابق نيست 56 و ، از ديدگاه جغرافيايى و نژادشناسى ، اصولا واقعيتى نداشته كاملا تخيلى است ، زيرا مآخذ آن معارف و تصورات آن روز است . بدين ترتيب ، توران ، دشمن موروثى ايران ، با سرزمين‌هاى ترك‌نشين امروز منطبق مىشود 57 كه ساسانيان هم حوالى سال 628 با آن در كشمكش بوده‌اند . با اين همه ، پتىسين جغرافياى فردوسى را ، هم در بخش‌هاى افسانه‌اى و هم در قسمت‌هاى « تاريخى » ، دست‌كم تا آن‌جا كه مربوط به ايران خاورى و آسياى مركزى است ، صحيح مىداند 58 . فردوسى ، از يك سو ، زادهء يك خانوادهء اشرافى مغرور ، و از سوى ديگر ، يك دهقان ( خرده مالك ) بسيار كوچك و منسوب به طبقه‌اى از كشاورزان است كه در آن اوان در حال برافتادن بود . نتيجهء مستقيم اين معنى دوگونگى و تضاد در طرز تفكر و ادراك اوست . مبناهايى كه تمامى شاهنامه بر آن استوار است عبارت است از عشق به ايران ، به دوران باستانى و تاريخ آن ، به نظامى فئودالى آن ، به شهسوارى عنان‌گسيخته و دلاورانهء آن و درعين‌حال عشق به يك ايران برخوردار از قدرتى عظيم و
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 233 | يان ريپكا / عيسى شهابى