تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
ابيات پراكنده اين شماره به 55000 و بيش‌تر مىرسد . اگر توجه كنيم كه همين موضوع ، كه تاكنون هيچ‌كس چنان‌كه بايد بدان نپرداخته ، به تنهايى كافى است كه دانشمندان فقه اللغه را با وظيفه‌اى بس مهم روبه‌رو سازد ، روشن مىشود كه تهيهء يك چاپ انتقادى ، براى بررسى مسائل بىحدوحصر و درهم‌پيچيده‌اى كه شاهنامه و آفرينندهء آن را دربرگرفته ، از ضرورىترين تكاليفى است كه اصولا ايران‌شناسى در پيش دارد و ترديدى نيست كه اين كار از عهدهء يك فرد خارج و وسعت فوق العادهء دامنهء آن مستلزم اشتراك مساعى يك گروه است . از اين‌رو ، جاى نهايت خوش‌وقتى است كه دانشمندان شوروى اكنون به كفايت اين مهم همت گماشته‌اند 50 . در تهيهء اين متن انتقادى لغت‌نامهء فوق العاده باارزش فريتس ولف كمك گران‌بهايى خواهد بود . بديهى است كه ناگزير بايد از قديم‌ترين نسخه‌ها استعانت كرد و خود را از قيد نظريات فئودالى حمد اللّه قزوينى ( 735 ه ) و هيئت « بايسنقرى » ( 829 ه ) آزاد ساخت ؛ به ويژه كه هيئت اخير بالاخص ناچار بوده كه موافق ذوق و توقعات ولىنعمت خود ، كه از هوشى سرشار هم برخوردار بوده ، عمل كند . ترديدى نيست كه در هردو مورد ، به دو تعقل ، به كليهء نسخه‌هايى كه به وسيلهء شاعران ترتيب داده شده بود به نظر واحدى نگريسته‌اند . داستان شاهنامه ، كه برحسب شرح‌حال شاهان مورد بحث به پنجاه بخش مفصل و مختصر تقسيم شده ، ناظر بر يك حماسهء بنى نوع بشر و جلوه‌گاه آن تاريخ ايران است . اين داستان از نخستين پادشاهان اساطيرى آغاز مىشود و با برافتادن سامانيان پايان مىيابد . هرچه پيش‌تر رويم ، بهتر آشكار مىشود كه شاعر با چه دقتى به مآخذ خود پاىبند است و بعضا به چه جزئيات شگفت‌آورى پرداخته است ، بدون آن‌كه عنان در كف تخيلات و نظريات شخصى نهد . نخستين پادشاهان اساطيرى و افسانه‌اى متعلق به سازمان ابتدايى جامعهء هند و ايرانى هستند ؛ ولى ، كيانيان را بايد از يك دورهء بعدى كاملا ايرانى دانست . اين دوره با برپا شدن يك رژيم پادشاهى در ميان آريانژادانى كه به خاور ايران كوچ كرده‌اند ( در سدهء نهم ق م ) آغاز و با برآمدن زرتشت پايان مىيابد . از نام‌ها پادشاهان تا منوچهر مىتوان در اوستا نشان يافت ، و از آن‌جا به بعد به علت وارد شدن افسانه‌اى دربارهء شاه‌زادگان سيستان و زابلستان 51 ، در اين سلسله منظومات تحولى پديد مىآيد . پهلوانان ، يعنى زال و رستم و اسفنديار ، محور اصلى روىدادهاى مفصلى مىشوند ، درحالىكه كيانيان ، كه ظاهرا در اصل رؤساى قبيله‌هايى در خاور ايران بوده‌اند ، همگى نقش‌هايى در درجهء دوم اهميت ايفا مىكنند . در برابر آنان افراسياب در رأس تورانيان قرار دارد . حماسه ، پس از داراب و داراى ، به توصيف اسكندر