شده ، ولى بخش بسيار بزرگترى از آنها هنوز بايد از پرده برون افتد . بررسىهاى مجدد ، منابع تازه ، تفسيرهاى مداوم و اطمينانبخشتر ، و مقدم بر همه ، يك چاپ انتقادى شاهنامه ممكن است منشأ نتايج بيشترى باشد . مهمترين نتيجهء بررسىهاى اخير معرفت به اين حقيقت است كه فردوسى هرگز در خانلنجان نبوده و داستان رمانتيك يوسف و زليخا ، كه مبتنى بر سورهء دوازدهم قرآن ، يوسف پسر يعقوب و سرگذشت اوست ، به غلط به وى نسبت داده شده ( شيرانى ، قريب ، مينوى ، خيامپور ، نفيسى ) 46 . براى نخستينبار ، در مقدمهء « بايسنقر » 47 ، بر شاهنامهاى كه به سال 829 ه / 6 - 1425 م ترتيب يافته و به هيچوجه مورد اطمينان نيست به اين انتساب اشاره شده و حال آنكه منابع ديگر ، كه بعضا معتبرتر هم هست ، مانند آثار حافظ ابرو و جامى و دولتشاه ، كه از همان روزگار بايسنقر است ، در اينباره سكوت مىكند و حتى يك دستنويس هم از اين داستان موجود نيست كه در متن آن نامى از فردوسى برده شده باشد . نكاتى را كه از جهاتى ديگر دال بر نااستوارى اين نظر است مىتوان با يك سلسله دلايل درونى و برونى ترديدناپذير بيان كرد . تنها ، سبك اين نظم ( فىالمثل باهم آوردن مترادفات ) كافى است كه انتساب آن را به يك شاعر معاصر فردوسى غيرممكن سازد . اين كتاب از شاعرى ناشناخته نيست ( به گفتهء مينوى تقريبا از سال 476 ه / 1083 م و به گفتهء شيرانى از سال 5 - 484 ه / 3 - 1092 م است ) و مؤلف آن امانى ، شاعرى گمنام ، از مردم خراسان است كه آن را بعد از سال 476 / 1083 ( به گفتهء نفيسى ) 48 به نام الفوارس شمس الدوله طوغان شاه ، پسر الب ارسلان محمد سلجوقى ، تأليف كرده است . تنها چيزى كه هنوز بايد افزود اين است كه ، به موجب تصريحى كه در دايرة المعارف هفت اقليم « 1 » ( مربوط به سال 1002 ه / 1594 م ) شده ، پيش از عمعق بخارايى ( وفات : 543 ه ) « 2 » ، هيچكس از اين موضوع داستانى نپرداخته است 48 الف . وانگهى ، اين كتاب كه آن را به فردوسى نسبت دادهاند اصولا فاقد ارجى خاص است ؛ تا چه رسد به اينكه درخور نبوغ حماسهسرايى چنين بزرگ باشد . ريتر ، كه او هم مانند تاگيردژانف 49 نمىخواهد نادرستى انتساب اين داستان را به فردوسى بالقطع رد كند ، بر آن است كه اين منظومه بىترديد به سال 6 - 385 ه / 6 - 995 م نگارش يافته ؛ ولى ، وى اين نظر سنتى را كه تأليف كتاب پس از مغضوب شدن فردوسى و پس از اتمام شاهنامه بوده است رد مىكند .
شاهنامه ، در جامعترين نسخهها ، شامل 48000 تا 52000 بيت است و فقط با احتساب
هامش
( 1 ) . مؤلف براى اين تذكره اصطلاح « انسيكلوپدى » را به كار برده .
( 2 ) . - « دورهء سلجوقيان ، عمعق » .