در شاهنامه تقاضا كرده است . ولى ، فردوسى بىدرنگ مىافزايد كه خود وى اشعار بهترى دارد « 1 » . معلوم نيست كه دقيقى كى و به چه انگيزهاى اثر حماسى خود را آغاز و كى و از چهرو دنبالهء آن را رها كرده است ؛ ولى ، آنچه مسلم به نظر مىرسد اين است كه مرگ دقيقى ( كه مضافا بر آن غير منتظره هم بوده ) انگيزهء فردوسى به آغاز شاهنامه نبوده است 33 . بهار اين تصور عمومى را كه مأخذ هردو شاعر شاهنامهء منثورى است كه به دستور ابو منصور تدوين شده رد مىكند 34 و مأخذ دقيقى را شاهنامهء منثور ازدسترفتهء ابو المؤيد مىداند . « 2 » درست است كه دقيقى هم به تنهايى مبدع سبك و وزن حماسى نبوده است ؛ ولى ، بىشك ، در پيشبرد اين دو سهيم بوده ، و در نتيجه ، نمونهاى ساخته و پرداخته در دسترس فردوسى قرار گرفته . دقيقى يا متقدمان وى توانستند ترانههاى رزمى عاميانه و بالاخص مرثيههاى عاميانهاى را كه در بخارا به وسيلهء آوازهخوانان عامى در مرگ سياوش 35 همراه با موسيقى خوانده مىشد مأخذ قرار دهند ، بدين ترتيب كه ترانهها را به سبك ادبى درآورده با نزديكترين وزن شعر عربى ( متقارب يا هزج ) وفق دادهاند ، و بدين وسيله ، در عين ارضاى حس زيبايىپرستى اشرافى ، سنت اصيل ايرانى را در آثار خود حفظ كردهاند ( ولى برتلس 36 اين معنى را فقط در مورد دقيقى صادق مىداند ) . بنونيست 37 بر آن است كه بحر متقارب دنبالهاى از شعر يازده هجايى فارسى ميانه بوده و از عربى اقتباس نشده است . دقيقى ، در عنفوان جوانى ، به دست غلام ترك خود كشته شد و فقط منابع بعدى است كه به زعم خود قتل او را ناشى از يك ماجراى عشقى مىدانند و حال آنكه انگيزههاى واقعى ممكن است غير از اين بوده باشد ؛ خاصه كه وى اخلاق خشونتآميزى داشته كه شاهنامه بر آن صراحت كامل دارد .
فردوسى
قطعهء ناقص دقيقى از روح فئودالى محض سرچشمه مىگيرد . تيولدارها به سروران خود
هامش
( 1 ) . نكوهش كردن فردوسى مر دقيقى راچو اين نامه افتاد در دست من * به ماهى گراينده شد شست من
نگه كردم اين نظم و سست آمدم * بسى بيت تا تندرست آمدم
من اين را نبشتم كه تا شهريار * بداند سخن گفتن نابهكار
دو گوهر بياورد گوهرفروش * كنون شاه دارد به گفتار گوش. . .
همان اثر ، ص 489
( 2 ) . - ص 218 و 220 .