تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
پراكنده مىتوان از پردهء استتار خارج ساخت . آثار بسيار زيادى ، خواه در گردباد حوادث و خواه بر اثر اين‌كه در برابر شاه‌كار استاد بزرگ قدرت عرض اندام نداشته ، از دست رفته است ؛ ولى ، به روايات شفاهى هم كه سينه‌به‌سينه به ما رسيده و هم‌چنين به افسانه‌هاى عاميانه ، به هيچ‌وجه ، نبايد بىاعتنا ماند ؛ زيرا ، شكى نيست كه فردوسى موضوعات مناسب را به حد وفور از آنها برگرفته است . همين حقايق ساده كه ذكر آن رفت براى هيچ‌كس ترديدى باقى نمىگذارد كه بر سراسر آثار مكتوب ، در واقع ، روح فئودالى و اشرافى حكم‌فرما بوده 28 . بارتولد 29 هم ، كه من در اين مورد جاىبه‌جاى از نظرش پيروى مىكنم ، به اين معنى تصريح كرده بود كه « در ايران ، هم بعد از اسلام و هم در دوران پيش از آن‌كه از روزگار هخامنشيان آغاز مىگردد ، ابداعات حماسى و پرورش ادبى مضامين حماسى و انتساب آنها به شخصيت‌هاى معين تاريخى در مناطق خاورى متمركز بوده است » . قدرمسلم اين است كه اين « ساگاها » « 1 » ، در هر نقطهء ايران هم كه به وجود آمده باشد ، چندتايى از آنها ميراث مشترك تمام ملت ايران از دوران‌هاى بسيار كهن است و بالاخره بايد مخصوصا تأييد كرد كه آفرينندگى حماسى در ايران ، بيش از هر جاى ديگر ، پاييده و فقط در سدهء 11 - 12 ، همراه با برافتادن طبقهء نجيب‌زادگان شهسوار و به موازات پيش‌رفت شهرها ، اندك‌اندك ، از بين رفته است .

دقيقى

يك چهرهء درخشان اواخر عهد سامانيان ابو منصور محمد بن احمد دقيقى طوسى است ( بلخ ، بخارا و سمرقند نيز به عنوان زادگاه وى ذكر شده است . تولد پيش از نيمهء سدهء 4 ه ، وفات 70 - 366 ه ) . سامانيان و والى آنها در خوارزم ، كه يكى از امراى چغانى بود ، « 2 » ممدوحان وى بودند . اين احتمال كه وى به آيين زرتشتى گراييده ، تا آن‌جا كه مبتنى بر قطعهء ناقصى از يك
هامش
( 1 ) .Sagaيكى از انواع مهم داستان‌سرايى مردم ايسلند است كه ابتدا فقط شفاهى نقل مىشد . ساگاها اصولا در سدهء نهم و دهم در ايسلند به وجود آمد . در آن زمان ، گروه بىشمارى از برزگران نروژ به اين جزيره مهاجرت كردند . در آن‌جا ، نقالان در جشن‌ها داستان‌هايى از زندگى و ماجراهاى كشاورزان ژرمنى كه در جوانى به دريانوردى هم اشتغال داشته‌اند مىگفتند و از نروژ كه ميهن اوليه‌شان بود و هم‌چنين افسانه‌هاى قهرمانى و ژرمنى حكايت مىكردند . از سدهء سيزدهم به بعد ، كه اين داستان‌ها به رشتهء تحرير درآمد ، اصطلاح ساگا براى داستان‌هاى منثور علم شد . ( نقل ازDer Neue ( Brockhausبه علت شباهتى كه داستان‌هاى باستانى ايران با اين داستان‌هاى ايسلندى دارد ، مؤلف ( چنان‌كه شيوهء اوست ) نام ساگا را بر آنها اطلاق كرده است . ( 2 ) . مقصود ابو مظفر چغانى است .