تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
عهد ساسانيان ، من‌جمله شرح دلاورىهاى رستم سيستانى ، مىپرداختند ( افسانه‌هاى رستم ، پس از آن‌كه ساسانيان به‌جاى اشكانيان نشستند ، در حماسه راه يافت ) . در نگارش خداىنامه به هيئت عربى ، ابن مقفع يك ايرانى نام‌دار و از بهترين دبيران تازىنويس ( مقتول تقريبا به سال 142 ه ) ، فتح باب مىكند . نسخهء اصلى فارسى ميانه از دست رفته و متأسفانه ترجمه‌اى هم كه هم‌اكنون بدان اشاره شد و هم‌چنين هشت ترجمه يا پرداخت ديگر ( سير الملوك يعنى خداىنامه و به فارسى درى شاهنامه است ) نيز سرنوشتى جز اين نداشت . در ميان اين‌ها ، نوشتهء موسى بن عيساى كسروى حائز اهميت خاصى بوده ؛ زيرا ، حتى با اثر ابن مقفع رقابت مىكرده است 26 . آنچه به ما رسيده گزيده‌هاى پراكنده‌اى از وقايع‌نگارىهاى تازى است . پيش از اين ، به ترجمهء منثور فارسى درى اين حماسه ( كه شايد هم فقط يكى از بخش‌هاى آن يعنى فصل مربوط به گرشاسپ باشد ) ، تأليف ابو المؤيد بلخى ، اشاره شد . « 1 » منظومه‌اى با مضمونى مشابه از مسعودى مروزى ( پيش از 355 ه ) بر آن مقدم است ، ولى صريحا عنوان شاهنامه ندارد . از اين مثنوى ، سه بيت ، در بحر حماسى هزج ، به دست مانده . از زبان خود فردوسى آگاه مىشويم كه بيان نحوهء مرگ رستم را مديون شخصى به نام آزاد سرو است « 2 » كه نزد يك ميهن‌پرست ايرانى ، به نام احمد بن سهل ، در مرو ، مىزيسته و در مورد ديگرى ( به مناسبت داستان اشكانيان ) دهقانى را از مردم چاچ ، واقع در ماوراء النهر ، به عنوان راوى نام مىبرد . بدين ترتيب ، اين‌ها پيش‌روان مهم‌ترين شاهنامه منثور بودند كه مأخذ اصلى فردوسى و محصول كار هيئتى مركب از جمع كثيرى از زرتشتيان ايران خاورى است . اين گروه ، كه به ابتكار ابو منصور محمد بن عبد الرزاق ، امير فئودال طوس ، تشكيل شده و اعضاى آن نيز بىگمان باتوجه به موقعيت اجتماعى وى گرد هم آمده بودند ، در كار خود هم از خداىنامهء پهلوى و هم از ديگر آثار كهن سود جستند ، و در 346 ه ، از آن بپرداختند . شاهنامهء ابو على محمد بن احمد بلخى ، كه فقط بيرونى بدان اشاره مىكند ، تا حدل محل ترديد است . بارتولد 27 بر آن است كه اين شاعر همان محمد بن احمد دقيقى « 3 » است . ساير محققان وى را كس ديگرى مىدانسته‌اند و عثمانف نظر هيچ‌يك را صائب نمىداند 27 الف . با وجود همهء نام‌هايى كه برشمرده شد ، مآخذ مستقيم و غيرمستقيم را فقط به‌صورت
هامش
( 1 ) . - ص 218 . ( 2 ) . روايت فردوسى ، نام پيرى كه در مرو مىزيست و نامهء خسروان ( يعنى شاهنامه ) را او داشت ، و داستان‌ها آن را روايت مىكرد و ظاهرا فردوسى در تدوين شاهنامه ازو سود بسيار جسته است . نقل از دايرة المعارف فارسى . ( 3 ) . - صفحهء بعد .