تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
ديگر ، مخصوصا محمد قزوينى ، تعيين تاريخ آن غير مقدور است ؛ ولى ، به‌هرحال بعد از سال 447 ه نيست . بىمناسبت نيست كه در اين فهرست اجمالى از ابن سينا و بيرونى دست‌كم ذكرى به ميان آيد ؛ هرچند كه اين دو ضمن فعاليت‌هاى پردامنهء علمى و بس مؤثر خود ، روىهم‌رفته ، استثنائا ، به فارسى مىنوشتند ( با پذيرفتن اين نظر كه آثار به دست مانده واقعا از آنهاست ) . با وجود اين ، همين‌ها نمونه‌هاى پرارزشى از نثر فارسى است كه از لحاظ زمان به منثوراتى كه شرح آن گذشت از همه نزديك‌تر است . ابو على سينا ( متولد 370 ه / 980 م در افشنه نزديك خرمشين از توابع بخارا ، وفات به سال 428 ه / 1037 م در همدان ) پزشك و محقق علوم طبيعى و فيلسوف بود ، و به علاوه ، به دو زبان فارسى و تازى شعر مىسرود . « 1 » جامع العلوم ، ابو ريحان محمد بيرونى ( متولد 362 / 3 - 972 در خوارزم وفات به سال 443 / 1051 در غزنه ) ، بين دانشمندان اسلامى تنها كسى است كه به حقيقت دوستى مطلق و موشكافى و طبعى نقاد ممتاز است 21 . وى پديده‌هاى تاريخى را معلول عوامل اقتصادى ديدگاه‌هاى دينى را با علم مانعة الجمع مىداند 22 . شگفت آن‌كه ، اين هردو رهبران دانش و فضل اسلامى را همت مصروف بر آن بود كه علم را در دسترس اهل ديار خود ، كه از زبان عربى بىبهره بودند ، بگذارند ؛ مضافا بر اين‌كه ، در آن دوران نخستين قادر به نگار نثر علمى به فارسى پرمغز و روانى بودند . گواه بر اين معنى در مورد ابن سينا دايرة المعارف موجز فلسفى وى ، موسوم به دانشنامهء علائى 23 ، است كه به نام علاء الدوله كاكويه تأليف شده و دو رسالهء ديگر . « 2 » به نظر بهار 24 ، سبك رسالات منطبق بر زمان و انتساب آن به ابو على سينا محتمل است . « 3 » در مورد بيرونى التفهيم لاوايل الصناعة التنجيم است .
هامش
( 1 ) . - « دورهء غزنويان ، ابو على سينا » ( 2 ) . مراد قراضهء طبيعيات و رسالهء نبض است . ( 3 ) . عين گفتهء بهار چنين است : « دليلى كه ما در دست داريم كه اين رسالات منسوب به دو است و يا ترجمهء سخنان اوست نه از خود او تحقيقا - تنها از لحاظ سبك عبارت است ، چه بناى كتاب ما بر اين معنى است - اين است كه بايد بگوييم كه بو على سينا از بزرگانى است كه در دورهء اول - يعنى در قرن چهارم - به وجود آمده و در آغاز قرن پنجم بدرود حيات گفته است لهذا ، معنى ندارد كه چنين مرد عالمى به سبك قرن ششم چيز بنويسد ( پانويس : مگر آن‌كه بعدها نسخه‌نويسان در آن كتب دست برده اكثار و تقليل و جرح و تعديلى كرده باشند و اين نيز مسلم نشود تا نسخهء قديمى از آن رسالات به دست ما نيايد ) ولى ، چنان‌كه گفتيم ، دانشنامه و قراضهء طبيعيات و نبض از حيث صحت و اصالت كلمات و آهنگ عبارت مىتوانند در شمار كتب دورهء اول قرار گيرند . ( پانويس : در نثر ابو على نيز قصد خاصى در آوردن لغات فارسى بوده است همان قسم كه در مورد ابو ريحان گفته آمد ، و نيز شيوهء جمله‌بندى تازى در خطبه پيداست . ) نقل از سبك‌شناسى ، ج 2 ، ص 36 .