تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
كتاب‌هايى كه برشمرده شد همگى به سبك روشن و سادهء دورهء سامانى ممتاز ، و به‌طور كلى ، از تزيينات بديعى عارى است و تعداد لغت بيگانهء تازى در آنها بسيار ناچيز است . ولى ، با وجود اين ، مطلب هنوز تمام نيست . دربارهء كتاب‌هاى ديگرى كه به دست نمانده ، اخبارى داريم كه متأسفانه كاملا دقيق و روشن نيست . بيرونى اشاره مىكند كه بهافريد « 1 » ، پيشواى يك فرقهء مذهبى ، براى پيروان خود كتابى به زبان فارسى نوشته است ( مقارن سال 132 ه ) . بين سال‌هاى 7 - 170 ه / 94 - 876 م ، مانكه « 2 » كتاب پزشكى شاناق « 3 » را از سانسكريت به فارسى ترجمه كرده كه ظاهرا هنوز به خط پهلوى نگارش يافته بود ؛ زيرا ، ابو حاتم بلخى به ترجمهء آن به « خط فارسى » ، يعنى خط فارسى اسلامى كه همان خط عربى است ، گماشته شد 25 .

روايات داستانى ايران 25 الف

نخستين تدوين رسمى ساسانى از داستان‌هاى حماسى ايران ( خداىنامه - شاهنامه ) ، كه اصالت آن محقق و تقريبا به‌صورت امروزى است ، در عهد خسرو اول انوشيروان ( 79 - 531 ) و آخرين آن كمى پس از به تخت نشستن يزدگرد سوم ( 51 - 632 ) ، يعنى به فاصلهء كوتاهى پيش از برافتادن آن سلسله ، بوده است . اين تدوين شامل تاريخ ايران از بدايت آن بود و حقيقت و افسانه را به‌هم آميخته بود . هنوز سدهء هشتم به نيمه نرسيده بود كه كتاب‌هاى تاريخى ايرانى به تازى برگرانده شد و اين يكى از نخستين مراحل بيدارى احساسات ملى ايرانيان و احياى سنت كهن آنان است . پيش از اين « 4 » ، از روايت مسعودى ، مبنى بر اين‌كه يك تاريخ ساسانى براى خليفه هشام ترجمه شده ، سخن رفت . پاره‌اى از مترجمان منحصرا به افسانه‌هاى ملى
هامش
( 1 ) . رئيس فرقهء معروف به بهافريديه و مدعى نبوت كه در اواخر عهد بنى اميه در خواف نيشابور پديد آمد و به امر ابو مسلم خراسانى كشته شد . . . عده‌اى از مجوس خراسان به دو گرويدند و او كتابى به زبان فارسى براى پيروان خود آورد . . . نقل به اختصار از دايرة المعارف فارسى . ( 2 ) .Mankeكنكه هندى ، اسم او را منكه نيز نوشته‌اند و حتى برخى مانند اين ابى اصبعه « كنكه » و « منكه » را دو تن ذكر كرده‌اند و از كتب منسوب به كنكه قسمتى را به نخستين و دسته‌اى را به دومين نسبت داده‌اند . ليكن ، اسم از يك تن واصح ضبطها نيز كنكه است كه قابل انطباق به اسم هندى مىباشد . وى از منجمان و پزشكان هندى گندشاپور و از كسانى است كه به مباشرت مترجمان كتبى را به فارسى يا به عربى درمىآورد . كنكه در قرن دوم هجرى و اوايل قرن سوم مىزيست . . . صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى تا اواسط قرن پنجم ، مجلد اول ، ص 8 - 87 . ( 3 ) . حكيم و پزشك مشهور هندى و وزير چند راگوپتا ( قرن 4 و 3 ق م ) نقل از فرهنگ فارسى معين . ( 4 ) . - ص 192 .