قديمترين نثر منجمله آثار ابو على سينا و بيرونى
بر خلاف آنچه در بالا گذشت ، تاريخ آثار زير مشخص است 17 : مقدمهء قديمى ، مربوط به سال 346 ه ، كه بر شاهنامهء ابو منصور به نثر نوشته شده و مأخذ اصلى شاهنامهء فردوسى است ؛ ترجمهء ابو على محمد بلعمى ، مربوط به سال 352 ه ، كه در حقيقت تدوين جديد ملخصى از تاريخ طبرى است كه در بعضى قسمتها نيز بسط داده شده است 18 ؛ يك ترجمهء ملخص از تفسير قرآن طبرى كه در عهد منصور بن نوح ( 65 - 350 / 76 - 961 ) گروهى از دانشمندان ماوراء النهر تهيه كردهاند و قديمترين دستنويس اين تفسير ، كه به سال 606 ه نگارش يافته ، در اردبيل به دست افتاده 19 ؛ كتاب المدخل در علم نجوم ، از ابو نصر حسن بن على قمى ، از سال 365 ه ، ( نسخهء خطى از سال 1231 ) ؛ يك نسخهء خطى از حدود العالم ، از نويسندهاى ناشناس ، مربوط به سال 372 ه كه از همين سال ، دو رسالهء استخراج در شناختن عمر و شش فصل راجع به استرلاب نيز در دست است . كتاب اخير تأليف ابو جعفر محمد بن طبرى و سال نگارش دستنويس آن 372 ه است 19 الف ؛ عجايب البلدان تأليف ابو المؤيد بلخى كه براى ابو القاسم نوح بن منصور سامانى ( 87 - 365 ه ) نگارش يافته و متأسفانه فقط نسخهء ناقصى از آن به دست مانده و همين هم بر اثر تصرفات بعدى مغلوط و مغشوش است ؛ از همين مؤلف ، اثرى به عنوان كتاب گرشاسپ كه محتملا ( علىرغم چند اختلاف ) مأخذ گرشاسبنامهء اسدى است ( ر . حماسههاى پيرامون شاهنامه ) و خلاصهء بسيار كوتاهى از آن در سيستاننامه نقل شده است كه به عقيدهء بهار بخشى از يك شاهنامهء منثور از دست رفته و به گفتهء عثمانف 19 ب كتاب مستقلى از ابو المؤيد است ؛ لازارد « 1 » ، به تازگى ، سه دستنويس كشف كرده است كه همگى يا از لحاظ تاريخ تأليف و يا سال نگارش از كهنترين آثار به شمار است : 1 ) دانشنامهء ميسرى ( در پزشكى ، ولى به نظم ! ) مؤلف به سال 70 - 367 ه ( نسخهء خطى پاريس در سال 852 ه / 1448 م نوشته شده ) ؛ 2 ) كتاب هدايت المتعلمين ( در پزشكى ) از ابو بكر ربيع بن اخوينى بخارايى كه تقريبا به سال 370 ه تأليف يافته ( نسخهء خطى اكسفورد در سال 478 ه / 1085 م نوشته شده ) ؛ 3 ) تفسيرى بر كلابادى ( در تصوف ، نسخهء خطى پيشاور در سال 473 ه / 1081 م نوشته شده ) .
تاريخ تأليف كتاب الابنيه عن حقايق الادويه ، نگارش موفق ابو منصور ابن على هروى ( كه نسخهء خطى آن از سال 447 ه به خط اسدى طوسى شاعر به دست مانده و يك اثر كهن نفيس فارسى درى بهصورت كتاب است ) به درستى معلوم نيست . به عقيدهء بعضى ، منجمله محمد بهار از متأخرين 20 مربوط به دوران منصور بن نوح سامانى ( 65 - 350 ه ) و به استنباط برخى
هامش
( 1 ) . - كتابنامه ،BVIa.