تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
معيشت و يافتن يك نقطهء اتكا است . نخستين نشانه‌هاى تفكر ، نارضايى و تنقيد ، بعدها ، در تصوف آشكار مىشود . 15 ) بر خلاف اين دورهء كلاسيك حكومت فئودالى ، وجه شاخص دورهء غزنوى رمانتيك فئودالى است . برتلس ، طى آنچه گذشت ، اشاره‌اى به سهم ادبيات عاميانه نمىكند و حال آن‌كه براگينسكى توجه خود را عمدتا به آن معطوف مىدارد 15 ب .

كهن‌ترين آثار مكتوب 16

اسنادى چند در دست است كه در حقيقت اصولا در زمرهء ادبيات به شمار نيست ، تا چه رسد به ادبيات محض ؛ ولى ، با اين همه ، چون قديمىترين آثارى است كه مستقيما به زبان فارسى درى نگارش‌يافته اشاره‌اى به آن لازم است . اين‌ها عبارت است از : نامه‌اى خصوصى از يك بازرگان يهودى ( به خط عبرى ) ( شايد متعلق به سدهء هشتم ، كه در دندان - اويليق واقع در نزديكى ختن به دست افتاده ؛ عباراتى مربوط به امضاى استشهادى از طرف گواهان يهودى دربارهء امور مربوط به كليسايى در ملبر « 1 » ، متعلق به اوايل سدهء نهم ؛ يك سند قضائى يهودى - ايرانى متعلق به سال 1020 كه در هرمشير « 2 » ، واقع در خوزستان ، به دست افتاده . علاوه‌بر اين‌ها : قراردادى راجع به خريد يك ملك مربوط به سال 501 ه از اطراف ختن ( ؟ ) ؛ برگ پشت يك قرآن به خط كوفى شامل ثبت تاريخ تولد سه كودك بين 67 - 561 ه ؛ شش سند از باميان كه يكى از آنها متعلق به سال 607 ه است ( در مجموعه‌هاى اسناد و در ميان اوراق كتاب‌هاى تاريخ رونوشت‌هايى از نامه‌ها و اسنادى كهنه متعلق به دورهء غزنويان و سلجوقيان به دست افتاده ) . به اين اسناد كه از دوران‌هاى متأخر است بايد كتيبه‌هاى خرم‌آباد ( در لرستان ) متعلق به سال 513 ه و سكه‌هاى گرجى مربوط به سال 1210 م را افزود . اسناد كه جنبهء ادبى محض ندارد عبارت است از تفسيرى از حزقيال « 3 » به خط عبرى و ترجمهء يك زبور به خط سريانى كه در بولاجيق ( تورفان ) به دست آمده است و يك قطعهء ناقص به خط مانوى . همهء اين‌ها آثار بسيار كهن فارسى درى است ؛ ولى ، تاريخ نگارش آنها به درستى معلوم نيست .
هامش
( 1 ) .Malabarناحيه‌اى در جنوب غربى هندوستان ( 2 ) . در اصل هرمز و اردشير بوده . ( 3 ) . مقصود كتاب حزقيال نبى( Ezechel )در كتاب مقدس است .