عنصرى ، صد سال بعد ، هنوز در « غزل » رقبيبى براى او نمىشناسد . « 1 » به قول معروف ، نيروى افسونگر شعر و آواز و چنگ وى در امير چنان شورى افكند كه هرات را پس از يك اقامت چندساله ترك گفت و راه بازگشت به بخارا در پيش گرفت ؛ « 2 » ولى ، نسلهاى بعدى از درك گيرايى سبك سادهء اعصار پيشين عاجز بودند و اگر مىبينيم كه متكلفترين آنان ، يعنى وصاف 7 ، چهارصد سال بعد از اين شعر ، از او تقليد مىكند « 3 » ، ظاهرا به علت همين داستان شورانگيز بوده ؛ زيرا چنين تأثيرى از ابياتى بدين سادگى باورنكردنى به نظر مىرسيده است 8 . از آنجا كه رودكى بضاعتى موافق طباع تكلفپسند نداشته ديوانش به ورطهء نابودى افتاده است . وانگهى ، نبايد از نظر دور داشت كه تأثير اشعار اين شاعر عمدتا به علت تلفيق آنها با موسيقى و آواز بوده است . باوجود اين ، رودكى بنيانگذار مسير عنصرى - معزى - انورى 9 در مديحهسرايى به سبك خراسانى است . اشعار داستانى وى نيز از همين سادگى برخوردار است . مقدم بر همه ، كليله و دمنه ، مجموعهاى از داستانهاى تمثيلى بيدپاى هندى است كه عبد اللّه بن مقفع آن را از فارسى ميانه به نثر نمونهء عربى برگردانده « 4 » و ترجمهاش مبناى تحريرهاى بعدى قرار گرفته است . از آثار ازدسترفتهء رودكى اقلا در لغت فرس اسدى تعدادى ابيات بهجاى مانده كه هرچند نمىتوان به وسيلهء آن اطلاعات نسبتا عميقى از مضمون اشعار به دست آورد ؛ ولى ، نظرى كه راجع به سادگى اشعار تغزلى - كه وجه شاخص اين اشعار است - براى ما حاصل شده در اينجا مجددا تأييد مىگردد . سندبادنامهء رودكى نيز 10 ، كه داستان يك پسر پادشاه و هفت وزير است و نظير بيدپاى به ترتيب از هندى به فارسى ميانه و عربى و نثر فارسى درى ترجمه شده ، به يك چنين سادگى متصف است . از اين داستان لااقل چند بيتى به دست افتاده ، ولى از شش تاى ديگر جز يك عنوان عرايس النفايس 10 الف چيزى بهجاى نمانده است .
چهرهء درخشان ديگرى در دربار سامانيان دقيقى است كه البته بسى پس از رودكى مىزيسته ، ولى چون اهميت واقعى او در حماسهسرايى است بهجاى خود از او سخن خواهيم گفت .
هامش
( 1 ) .غزل رودكىوار نيكو بود * غزلهاى من رودكىوار نيست
اگرچه بكوشم به باريك وهم * بدين پرده اندر مرا يار نيست( 2 ) . اشاره به داستان معروف نصر بن احمد و رودكى ( بوى جوى موليان آيد همى ، بوى يار مهربان آيد همى ) - چهارمقالهء عروضى ، مقالهء دوم ، حكايت دوم .
( 3 ) . مطلع شعر وصاف اين است :باد مشكافشان وزان آيد همى * بوى گل پيوند جان آيد همى( 4 ) . - « تصوف ، ادبيات محض » .