مىگذرد ! و عشرت دربارى ، مآلانديشى شاعر و - در نتيجهء آن و غالبا همراه با آن - نغمههايى حاكى از عرفان و اعراض از جهان را به اشعار او راه مىدهد . با اينهمه ، دربارهاى فئودالى شرق همواره مراكز ترويج شعر و شاعرى بوده بدان رونق مىبخشيدهاند ؛ زيرا ، مسلم است كه براى ادبيات مبانى استوار اقتصادى همواره از ضروريات حتمى بوده است . شاعران دربارى وظيفه داشتهاند كه به اميران فئودال در روزهاى بارعام و همچنين در اعياد اسلامى و جشنهاى بزرگ ملى ضمن مدايحى تهنيت و به هنگام روىدادهاى مهم زندگى و خانوادگى تبريك بگويند ، براى درگذشتگان مرثيه بسرايند ، دشمنان را به باد استهزا گيرند ، در لشكركشىها و شكارگاهها در التزام ركاب باشند ، در مجالس عيشونوش با تغنى و ظرافت آنان را به نشاط آورند ، و بهطور كلى ، در تمام موارد لازم ، دست به كار باشند . در اين ميان ، منافع هردو جانب با يكديگر برابر بود . اميران را مراد تبليغات ، يعنى استوار ساختن و توسعهء اقتدار ، و شاعران را هدف نيل به شهرت ، و مقدم بر آن ، رسيدن به دولت و مكنت بود . شاهد صادقى بر اين معنى اين واقعيت است كه به محض اينكه تجزيهء خلافت به اميرنشينهاى كوچك آغاز شد ، از يك سو ، هريك از دربارها كوشا بود كه شاعران و دانشمندان را از ديگران ربوده به سوى خود جلب كند ، و از سوى ديگر ، اينان نيز بشخصه در پى بهبود اوضاع خود بودند . غزل ، كه چند قرن بعد جلوهگاه اصلى شعر غنايى ايران گشت ، در بادى امر ، مستقلا وجود نداشت .
منشأ آن ابيات لطيفى در عشقيات بود كه در ابتداى بعضى قصايد مقدمهء بيان مقصود بود . اين قصايد را ، بر خلاف قصايد كامل كه در بار عام خوانده مىشد ، در محافل كوچك خصوصى مىخواندند . « 1 » آواز مكمل بالاستقلالى است براى بالا بردن تأثير نسيب عشقآميز كه ارتباطى با اصل قصيده ندارد و با گذشت زمان از آواز جدا شده بهصورت غزل مستقل درمىآيد .
متأسفانه ، درعينحال ، همجنسگرايى بدان راه مىيابد . لكن ، بايد پيوسته عواملى را كه در ابتدا عصر عباسيان باعث نفوذ همجنسگرايى در نظم عربى شده درنظر داشت . « 2 »
تقليد از شعر عربى ، كه پس از ترك سنت بومى ( به استثناى شعر عاميانه ) آشنايى با آن براى شاعر فارسىزبان شرط اصلى شده ، شامل صورت و معنى ، هردو ، است . عروض كمّى و قواعد مربوط به قافيه و آرايش سخن ابتدا به صورتى ناقص ، ولى ، بعدا با حرارتى هرچه فزونتر عينا اقتباس مىشود . هم افكار و معانى و هم مضامين همانندى خاصى با اشعار تازى دارد . ميان شاعران دورهء عباسى كه ، بالاخص ، تأثير ممتدى بر شاعران ايرانى داشتند مبتنى ( 54 - 303 ه ) مقام اول را دارد .
هامش
( 1 ) . - ص 146 .
( 2 ) . - ص 134 و بعد .