تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بحر متقارت 5 و محتملا با جنبهء اندرزى و دو تاى ديگر در بحر هزج و خفيف كه نظامى بدون شك با آنها آشنايى داشته است . امير ابو الحسن ابن الياس آغاجى بخارايى ، شاعر ذو اللسانين ، منسوب به يك خاندان عالىقدر لشكرى است . حكيم خباز نيشابورى از خانواده‌اى پيشه‌ور برخاسته و محتملا زندگى خود را با حرفهء نانوايى آغاز كرده و سپس به پزشكى پرداخته است . در اواخر دوران سامانيان ، زنى به نام رابعهء قزدارى وارد صحنه مىشود . در صفحات بعد ، هرگاه مناسبتى دست دهد ، از شاعران و نثرنويسان ديگرى نيز نام خواهيم برد . جز آن ، به نظر من ، بر ذكر فهرست‌وار اسامى بىاهميت سودى متصور نيست .

رودكى ، دقيقى ، كسايى

نخستين شاعر بزرگ ايران ، ابو عبد اللّه جعفر رودكى ، كه درعين‌حال خواننده و موسيقىدان است 5 الف ، پيرامون خود را تا مسافات دور تحت الشعاع قرار مىدهد . اين افسانه كه وى بيش از 1300000 بيت شعر سروده و از مادر نابينا زاده ، از يك سو ، باتوجه به تفسير درست مدارك ، به صدهزار 6 بيت ( ! ) و احيانا كمى بيش از آن ، كاهش مىيابد ، و از سوى ديگر ، با تأمل عاقلانه و استشهاد از دقيقى و شاهنامه ، حداكثر چنين برمىآيد كه در دوران زندگى از نعمت بينايى محروم شده است 6 الف . وى خود از مراتب فضل خويش سخن مىراند . محبوبيت خاصش نزد امير نصر دوم ( 31 - 301 ه ) ، كه در عقايد اسماعيلى با وى شريك بود ، چنان ثروتى برايش به‌بار آورد كه ميان تمامى شاعران دربارى دوران‌هاى بعد ضرب‌المثل گشت . به سبب سقوط وزير ابو الفضل بلعمى ( 326 ه ) ، مردى كه علو قدرش كم‌نظير است ، رودكى نيز كه بىگمان ، از ديرگاه ، محسود سفلگان دربارى بود به ورطهء نگون‌بختى افتاد . پير سال‌خورده از ناتوانى و تنگ‌دستى نالان است و به سال 329 ه ، در همان حال ، رمىگذرد 6 ب . از ديوانش فقط معدودى شعر به‌جاى مانده كه يقينا از اوست ، و جز آن ، آنچه به او نسبت داده مىشود سراسر از قطران است كه صد سال پس از او مىزيسته . از اين‌رو ، بيش‌تر ، ستايش‌هاى بعدى است كه او را استاد مسلم معرفى مىكند - استادى كه در سرودن قصيده‌هاى غراى مديحه‌اى و تغزل و عشقيات ، همه به يكسان ، متبحر بود و در تفكر و حكمت ، از كام‌جويى از زندگانى گرفته تا مضامين حاكى از بدبينى ، سراسر دست داشت . زيور شعرش سادگى آن است كه ذوق دوران‌هاى مغلق‌پسند بعدى آن را نمىپسندد ؛ هرچند كه