تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
لكن ، در زمينهء داستان و رباعى ، شاعر ايرانى ، بر خلاف آنچه در بالا گذشت ، به پيروى از سنت بسيار كهن و ريشه‌گرفتهء خويش ، از ابتدا راهى خاص خود برمىگزيند . تنها سبك و زبان داستان ، از يك سو ، و وزن رباعى ، از سوى ديگر ، نشانه‌اى بارز بر اصالت اين دو تواند بود . ذوق عرب هيچ‌يك را نمىپذيرد ؛ اين هردو براى او بيگانه بود و بيگانه ماند . برتلس مشخصات شعر فارسى را در مراحل اوليه چنين تشريح مىكند : نفوذ شعر عاميانه كه سادگى و واقع‌گرايى آن تفاوت دلپذيرى با نظم دوره‌هاى بعد دارد و درست نقطهء مقابل آن است ، فقدان هرگونه مضامين دينى در اشعار غنايى ، ذو اللسانين بودن شاعران ايرانى ( مثلا ابو الحسن شهيد بلخى يكى از شاعران صدر دورهء سامانيان ، ابو بكر محمد على خسروى سرخسى ، ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه جنيدى ) ، ترجمه‌هايى كه در اين دوره از فارسى به عربى و بالعكس به عمل مىآيد . باوجود اين‌كه ما بر جزييات سياست فرهنگى سامانيان آگاهيم ، آنچه را از آثار ادبى فارسى اين دوره در دست داريم نسبتا محدود است و هرچند از دوره‌هاى ماقبل آن زيادتر است ، باز ، به آن پايه نيست كه حتى در مورد عالىترين نمونه‌هاى آن هم تصورى كه از مرحلهء كليات تجاوز كند حاصل گردد تا چه رسد به آثار پراكندهء شاعران نسبتا كوچك‌تر . فقط حماسهء پهلوانى در اين مورد استثناست .

نام‌هايى چند

در زمينهء اشعار غنايى ، زيادتر از نمونه‌هاى واقعى به نام‌ها و قطعات پراكنده برخورد مىكنيم ، زيرا مؤلفان منتخبات ( كه نخستين آنها مربوط به آغاز سدهء 7 ه است ) تنها از ذوق عصر خود ، و فرهنگ‌نويسان هم فقط از نيازمندىهاى خاص خويش پيروى مىكردند ، و حال آن‌كه ، فقط موقعى كه آثار قليل باقيماندهء هريك از شاعران گردآورى و اختصاصا روى آن مداقه شود ، مىتوان در يك قضاوت كلى نسبت به هريك از آنها موفق شد و به نتايجى قابل اعتمادتر از آن رسيد كه از تعميم معانى نهفته در يك قطعهء ناقص ، كه تصادفا به دست افتاده ، حاصل مىشود 4 . از شاعران بىشمارى كه در عصر سامانيان مىزيسته‌اند ، مقدم بر همه ، ابو شكور بلخى ذو اللسانين ( تولد 303 ه ) را به آن عده كه پيش از اين نام برديم مىافزاييم . اين شاعر والاجاه ، بر خلاف آنچه غالبا مىپندارند ، به هيچ‌وجه ، پيش از دوران رودكى نمىزيسته ، بلكه معاصر ؛ ولى ، خيلى مسن‌تر از او بوده است . از تمامى ديوان او براى ما 192 بيت پراكنده به جاى مانده و در ميان آن سه مثنوى يافته‌اند ؛ يكى به نام آفرين‌نامه ( مربوط به سال 333 ه ) در